تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
يا جبرئيل ازين جزع نميكنم ليكن حق تعالى ميداند كه از قريش به من چه رسيد و ايشان اقرار برسالت من نكردند تا آنكه حق تعالى مرا حكم بجهاد با ايشان كرد و جنودى از ملائكه را بنصرت و امداد من فرستاد پس هر گاه ايشان اقرار برسالت من نكرده باشند چه سان اقرار بولايت و خلافت مرتضى على خواهند كرد دلتنگى مرا سبب اينست . پس جبرئيل از نزد حضرت غايب شدند و آيهء «
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ
» را نازل گردانيدند و ايضا عياشى رضى اللَّه عنه از حضرت امام به حق ناطق جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه محمدى صلوات اللَّه و عليه بعد از نماز امير المؤمنين عليه السّلام را طلب كردند و بآواز بلند بلند بطرزى كه جميع مردمان ميشنيدند گفت : « اللهم هب لعلى المودة فى صدور المؤمنين و الهيبة و العظمة فى صدور المنافقين » پس « رمع » از روى حسد و عناد گفت كه : هر آينه صاعى از خرماى مشك كهنه أحب است نزد من از آن دعائى كه محمد در باب على كرد چرا از خداى تعالى در خواست نزول ملائكه نكرد تا آنكه امداد او كنند يا چرا گنجى نخواست كه تا به آن دفع فاقهء خود كند ؟ پس حق تعالى ده آيات از سورهء هود نازل گردانيد كه اول آن «
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ
» است .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ
كلمهء « ام » درين مقام محتمل است كه « ام » متصله باشد بحذف جمله به اين تقدير كه « أ تكذبونك فيما آتيتهم به من القرآن أم يقولون افتراه » يعنى آيا كافران تكذيب تو ميكنند در باب آيات قرآنى كه براى ايشان آورده‌اى يا ميگويند كه افترا كرده محمد بعض ما يوحى اليه را كه از آن جمله ولايت با سعادت امير المؤمنين عليه السّلام است يعنى آنچه او ميگويد كه امور بطريق وحى از جانب خداى تعالى به من رسيده افترا بر خداى تعالى است و آن ساخته و پرداخته خود است ، و محتمل است كه كلمهء « ام » بمعنى « بل » اضرابى باشد به اين معنى ما اضراب كرديم و قطع نظر نموديم از قول ايشان كه ميگويند : «
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ
» بلكه ايشان كلامى ازين