آنچه از سبب نزول اين آيهء كريمه و تفسير آن شنيدى مطابق قول عامهء مفسرين است اما سبب نزول اين آيه چنانچه على بن ابراهيم رحمه اللَّه تعالى از حضرت صادق آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله روايت كرده اينست كه روزى حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله بامير المؤمنين عليه السّلام گفتند كه : من ديشب از خداى تعالى سؤال كردم كه ترا وزير من گرداند حق سبحانه و تعالى اينچنين كردند و ايضا سؤال كردم كه ترا وصى من گرداند اينمعنى نيز قبول درگاه الهى افتاد سؤال كردم كه ترا بعد از من خليفه و جانشين من گرداند بر امت من حق تعالى ترا خليفهء من گردانيد و چون حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله اين كلام را در حضور جمعى به امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند شخصى از حضار مجلس از روى حسد و عناد گفت كه : قسم بخداى تعالى كه هر آينه صاعى از خرما كه در مشك كهنه باشد نزد من دوست تر است از آنچه محمد دربارهء على از خدا مسئلت نموده ؟ چرا از خداى تعالى سؤال نزول ملائكه نكرد كه تا تقويت او نمايند ؟ يا چرا سؤال كنج و مال ننمود كه تا به آن دفع ما يحتاج خود كند ؟ پس حق تعالى آيهء «
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ
» را نازل گردانيد بنا برين مراد از «
بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ
» وزارت و وصايت و خلافت مرتضى على است كه بطريق وحى نازل گردانيد و مراد از «
لَوْ لا أُنْزِلَ
» تا آخر ، اينست كه چرا عوض خلافت مرتضى على گنج يا ملائكه بر او نازل نگشت و محمد بن مسعود عياشى از زيد بن ارقم نقل كرده كه روح الامين بولايت على مرتضى در عشاء عرفه بر پيغمبر خدا نازل شد پس حضرت از ترس آنكه مبادا اهل نفاق تكذيب آن حضرت نمايند دلتنگ گرديد و بواسطهء مشورت اينكه در موسم اظهار خلافت على مرتضى نمايد جمعى از اصحاب را طلبيد و از جملهء آنها يكى من بودم ليكن من ندانستم كه بعد از مشورت آنها به حضرت چه گفتند كه آن حضرت بگريه افتاد درين وقت جبرئيل نازل شده به حضرت گفتند كه : آيا جزع ميكنى از رسانيدن آنچه حق تعالى ترا به آن مأمور گردانيده ؟ حضرت فرمود كه : كلّما