تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
ميخواستند كه از جملهء آن نزول گنج مالست براى آن حضرت كه تا دفع فاقهء خود از آن نمايد و يا نزول ملائكه است از آسمان كه آنها تصديق قول او نمايند پس حضرت از اين سخنان دلتنگ ميشد حق تعالى بواسطهء تحريض آن حضرت بر اداى رسالت و عدم مبالات او برد و انكار كفره و فجره اين آيه را نازل گردانيد كه
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ
پس گويا كه تو اى محمد ترك كننده‌اى ، مراد ازين كلام نهى است يعنى ترك مكن چنانچه در مجمع البيان گفته كه : « ليس قوله فلعلك على وجه الشك بل المراد به النهى عن ترك اداء الرسالة » بعضى
ما يُوحى إِلَيْكَ
برخى را از آنچه وحى كرده شده است به تو ، يعنى از آنچه مخالف اعتقاد اهل شركست از سبّ آلهه و عيب اصنام ايشان و بعضى گفته‌اند كه : « لعل » براى توقع امرى است و توقع امرى لازم ندارد وقوع آن را چه محتمل است كه وقوع آن را مانعى باشد چنانچه در ما نحن فيه عصمت رسول مانع از وقوع خيانت در وحى است پس «
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى
» منافات با عصمت رسول ندارد
وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ
و گويا تنگست بسبب خواندن آن بعض ما يوحى اليك و اظهار آن سينهء تو
أَنْ يَقُولُوا
اى مخافة ان يقولوا ، يعنى از ترس آنكه بگويند ايشان كه
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ
چرا فرو فرستاده نشد برو گنجى و مالى كه تا به آن دفع فاقه كند و نفقه نمايد بمردمان كه بوسيلهء آن تابع او شوند ؟ و بعضى را معتقد اينست كه ضمير « به » مبهم است و « ان يقولوا » مفسر آنست پس «
وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ
» به اين تقدير است كه « و ضائق صدرك ان يقولوا لا انزل عليه كنز » يعنى و تنگست سينهء تو بان يعنى به اينكه بگويند چرا نازل نشده برو گنجى تا دفع فاقهء خود از آن كند
أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ
يا چرا نيامد به او فرشته‌اى كه تا تقويت او كند و تصديق قول او نمايد
إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ
جزين نيست كه تو بيم كننده‌اى و بر تو همين انذار است و بس و تو در آن تقصير نمىنمايى پس چرا دلتنگ ميشوى از انكار ايشان
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
و خداى تعالى بر همه چيزى نگهبانست پس توكل به اين چنين وكيلى بكن و از سخنان بيهودهء حسود باك مدار .