وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن پروردگارى كه
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آفريد آسمانها و زمين و آنچه را در اينهاست
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
در مدتى كه به قدر شش روز بود . جمع سماوات و افراد ارض اشارت بر اختلاف ذاتى علويات و اتحاد ذاتى سفلياتست
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
و حال آنكه بود پيش از خلق آسمان و زمين عرش خداى تعالى بر آب بعضى گفتهاند كه : مراد از «
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
» آن نيست كه عرش موضوع به زمين آب بوده ، بلكه مراد اينست كه قبل ايجاد سماوات و أرض عرش و آب موجود بودند بدون آنكه حايلى و مانعى در ميان آنها باشد ، پس به اين آيه استدلال بر امكان خلاء وقوعى كرده اند زيرا كه هر گاه قبل از خلق آسمانها و زمين ، عرش كه مرتبهء آن فوقيت است و آب كه رتبهء آن تحتيت است بدون حائلى موجود شده باشند ، پس بايد كه ما بين آنها حلا باشد . وارده « 1 » به اين آيه استدلال كردهاند كه آب اول مخلوقات است بعد از عرش .
و در كتاب عيون اخبار الرضا روايت كرده كه مامون خليفهء عباسى از آن حضرت تفسير آيهء كريمهء «
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
» را سؤال نمود حضرت فرمود كه : حقتعالى خلق كرد عرش و آب و ملائكه را پيش از خلق آسمانها و زمين ، و ملائكه استدلال ميكردند بوحدانيت خالق خود بذات خود و بعرش به آب و بعد ازين حقتعالى عرش را بر بالاى آب مستقر گردانيد تا آن كه ملائكه بدينوسيله پى بقدرت كاملهء الهى برند و بدانند كه خداى تعالى بر همه چيزى قادر و تواناست كه عرشى با اين بزرگى و رفعت را بر بالاى آبى بدين لينت و روانى جاى داد پس عرش را از فوق آب نقل و تحويل فرموده بر زير هفت آسمان جاى داد و بعد ازين آسمانها و زمين را در تحت عرش در مدت شش روز ايجاد نمود و اگر چه حقتعالى قادر بود كه در طرفة العينى ايجاد آنها كند ليكن درين مدت آنها را خلعت وجود بخشيد تا آن كه ملائكه از خلقت امرى بعد از امرى ديگر استدلال بحدوث مخلوقات الهى كند .
هامش
( 1 ) - كذا .