أَ ثُمَّ
آيا بعد از استعجال عذاب
إِذا ما وَقَعَ
چون واقع شود آن عذاب مقدر
آمَنْتُمْ بِهِ
ايمان ميآوريد به آن و تصديق آن ميكنيد و چون اين ايمان بأس است نفعى بشما نميرساند لهذا گفته شود ايشان را كه :
آلْآنَ
آيا اكنون كه آن عذاب نازل شده ايمان ميآريد
وَ قَدْ كُنْتُمْ
و حال آنكه بوديد شما كه از روى تكذيب و استهزا
بِهِ
به عذاب و نزول آن
تَسْتَعْجِلُونَ
شتاب ميكرديد .
ثُمَّ قِيلَ
معطوفست بر « قيل » مقدر در عنوان « الآن » يعنى پس گفته شود :
لِلَّذِينَ ظَلَمُوا
مر آنانى را كه ستم كردند بر خود بشرك و تكذيب يا آنكه ستم كردند آل محمد را در أداء حق ايشان چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه :
ثم قيل للذين ظلموا آل محمد حقهم
ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ
بچشيد مرارت عذاب دائم جاويد را و اين منافى كلام شيخ محى الدين عربى است كه گفته هيچ نص بخلود عذاب وارد نيست و بعضى كه وارد است بخلود در آتش است و ميگويد كه : « لا بد لصورة النار بعد انتهاء مدة العقاب أن يكون بردا و سلاما على من فيها و هذا نعيمهم » نعوذ باللّه از اعتقادى كه مخالف صريح قرآنست
هَلْ تُجْزَوْنَ
آيا جزا داده شويد ؟ استفهام انكاريست يعنى جزا داده نشويد
إِلَّا بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ
مگر به آنچه بوديد شما كه كسب ميكرديد از كفر و معاصى .
وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ
و خبر ميگيرند مشركان و منافقان از تو اى محمد
أَ حَقٌّ هُوَ
آيا حق است و راست اين وعد و وعيدى كه تو مىگويى يا اين ادعاء نبوتى كه تو از براى خود ميكنى « حق » صفت مشبه مبتداء واقع شده ضمير « هو » ساد مسد خبر است و ميتواند كه « هو » مبتدا باشد « و حق » خبر مقدم بر آن به اين تقدير كه « أ هو حق » و اين جمله در موضع نصب است تا آنكه مفعول ثانى « يستنبئونك » باشد و در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه در تفسير اين آيه فرمود كه : خبر ميگيرند از تو اى محمد كه آيا حق است آنچه تو مىگويى در حق أمير المؤمنين ؟ و
فى