و خلود در بهشت ميكردند از تكاليف شاقه نيست .
وَ نَزَعْنا
و ميكشيم ما پيش از دخول در بهشت
ما فِي صُدُورِهِمْ
آنچه در سينهها و دلهاى مؤمنين بوده در دنيا
مِنْ غِلٍّ
از عداوت و حسد بحيثيتى كه غير از محبت و صداقت در ميان ايشان چيزى ديگر نماند و صاحب كشاف و قاضى ناصر الدين بيضاوى بعد از تفسير اين آيهء كريمه بروشى كه شنيدى گفتهاند :
« و عن على رضى اللَّه عنه : إنى لارجو أن أكون انا و عثمان و طلحة و الزبير منهم »
يعنى از حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام مرويست كه بعد از تلاوت اين آيه فرمودند كه : بدرستى كه من اميد ميدارم كه باشم من و عثمان و طلحه و زبير ازين جماعت كه حق تعالى كينه و عداوت را كه در دار دنيا داشتيم از سينههاى ما بيرون كند . پس از اينحديث بروايت اهل سنت كه گفتهاند كه « روستايى را بگذار تا خود حرف زند » عداوت ما بين امير المؤمنين و عثمان و طلحه و زبير بمنصهء ظهور پيوست ؛ و بدا حال عثمان و اخوان او كه مرتضى على عليه السّلام دشمن ايشان باشد و ايشان دشمن او ، ام سلمه روايت كند كه پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله فرمودند كه :
« لا يحب عليا منافق و لا يبغضه مؤمن »
و ترمذى و نسايى روايت كنند كه على عليه السّلام فرمود :
« و الذى فلق الحبة و برأ النسمة انه لعهد النبى الامى صلوات اللَّه عليه و آله الىّ أن لا يحبنى الا مؤمن و لا يبغضنى الا منافق »
بنا برين حديثين و امثال آن مما هو المتيقن بين الفريقين عداوت با مرتضى على عليه السّلام مورث شقاوت و سوء عاقبت است چه اين شجرهء ملعونهايست كه ثمرهء آن جز عذاب ابد و نكال سرمد چيزى ديگر نيست .
و بعد از ذكر مؤمنين در وصف منازل ايشان در بهشت ميفرمايد كه :
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ
ميرود از زير قصور و غرفههاى ايشان جويهاى آب خوشگوار تا باعث زيادتى لذت و سرور ايشان گردد
وَ قالُوا
و گويند اهل بهشت يعنى گويند شيعيان اماميه و پيروان ائمه در حين ملاحظهء منازل رفيعه و مراتب سينهء پيغمبر و اوصياء