إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا
بدرستى كه آنان كه تكذيب كردند
بِآياتِنا
حجت هاى ما را
وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها
و تكبر و سركشى نمودند از آن حجتها يعنى از ايمان به آن حجتها و قبول كردن آن
لا تُفَتَّحُ
گشاده نشود
لَهُمْ
براى ايشان يعنى براى ارواح و اعمال ايشان
أَبْوابُ السَّماءِ
درهاى آسمان بلكه چون ارواح و اعمال ايشان را بملإ اعلى برند و به آسمان اول رسند منادى ندا كند كه اين مكان قدس جاى أرواح خبيثه و اعمال خسيسهء ايشان نيست فرود آريد آنها را در سجّين و سجين واديى است در حضرموت كه آن را برهوت گويند ، بخلاف أرواح و اعمال مؤمنين كه در حين صعود درهاى آسمان براى آنها گشاده گردد و بمقام اعلى كه بهشت است رسند چنانچه در مجمع البيان از حضرت أبى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده
وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ
و داخل نشوند اين مكذبين و مستكبرين در بهشت
حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ
تا آنكه درآيد شتر
فِي سَمِّ الْخِياطِ
در سوراخ سوزن اينمعنى تعليق محال بمحال است يعنى هم چنان چه در آمدن شتر در سوراخ سوزن هرگز وجود نگيرد همچنين اهل شرك و نفاق نيز هرگز ببهشت در نيايند على بن ابراهيم رحمه اللَّه از حضرت باقر عليه السّلام و محمد بن مسعود عياشى رضى اللَّه عنه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه آيهء كريمهء «
إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
» تا اينجا در حق طلحه و زبير و جمل ايشان نازل شده ، يعنى جملى كه محمل عايشه را بر آن بار كرده بجنگ امير المؤمنين على مرتضى عليه صلوات اللَّه الملك الاعلى آمده بودند ، بنا برين حاصل معناى «
وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ
» اين مىشود كه طلحه و زبير و عايشه و تابعين ايشان از قاسطين كه مكذبين و مستكبرين آيات الهىاند كه مراد از آن ولايت امير المؤمنين و ائمهء معصومين عليه و عليهم السلام است وقتى داخل بهشت شوند كه شتر عايشه كه بسيار قوى هيكل بود از سوراخ سوزن بگذرد اين خود محال و آن نيز محال خواهد بود
وَ كَذلِكَ
و مانند اين جزاء مذكور
نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ
جزا ميدهيم ساير گناهكاران