وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ
و كيست كه بيرون آورد زنده را كه انسان است
مِنَ الْمَيِّتِ
از مرده كه نطفه است
وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ
و بيرون آورد مرده را كه نطفه است از زنده كه انسان است
وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
و كيست كه تدبير كند امور عالميان را و اين تعميم بعد از تخصيص است
فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ
پس زود باشد كه بگويند اين مشركان در جواب اين سؤالات كه :
رازق و مخرج و مدبر خداى تعالى است و ديگرى نيست بواسطهء فرط ظهور اينمعنى و اصلا عناد و مكابره نتوانند كرد ، بنا برين لازم نيست كه درين مقام مخاطبين را جمعى از كفار دانست كه خداى تعالى را بشناسند و عبادت اصنام را باعث قرب خود بان درگاه دانند چنانچه بعضى از مفسرين گمان كرده
فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ
پس بگو اى محمد : آيا پس شما نميترسيد عقاب اينچنين پروردگارى را در عبادت أصنام
فَذلِكُمُ اللَّهُ
پس قادر برين امور خداونديست كه
رَبُّكُمُ الْحَقُّ
پروردگار شماست كه ثابت است ربوبيت او
فَما ذا
پس چه چيز است يعنى پس نيست
بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ
بعد از تجاوز از حق مگر گمراهى زيرا كه لا بد است كه احد الصنفين حق و ديگرى باطل باشد ، و چون ربوبيت و عبادت حق تعالى بدلايل و حجج ظاهره به اعتقاد منكرين نيز حق و صدق است ناچار عبادت أصنام باطل و ضلال خواهد بود
فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
پس چون از عبادت حق تعالى و از اقرار ربوبيت أو جل شأنه روگردانيده ميشويد ؟
كَذلِكَ
هم چنان چه ثابت است ربوبيت حق تعالى يا چنانچه ثابت است بعد از حق ضلال
حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
هم چنان ثابت است و عيد و عذاب پروردگار تو
عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا
بر آنان كه بيرون رفتهاند از حكم الهى
أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
اى لانهم لا يؤمنون ، يعنى براى آنكه علم حق تعالى تعلق گرفته كه ايشان به اختيار خود ايمان نخواهند آورد و استصلاح حال ايشان نتوان كرد پس جزاى ايشان نيست مگر عذاب ابدى و عقاب سرمدى .
قُلْ
بگو اى محمد مر مشركان را :
هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ
آيا از ميان آنهايى كه