تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
باقر عليه السّلام وارد شده كه «
مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ
» محمد است و بعد از او آل او صلوات اللَّه عليه و آله
« أَمَّنْ لا يَهِدِّي »
كسانىاند از قريش و غير ايشان كه بعد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مخالفت اهل بيت او كردند . و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه بعد از رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله حكمى كردند كه هيچ احدى را يارايى آن نيست كه آن چنان حكمى تواند كرد و آن أول حكمى بود كه بعد از حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله از حضرت امير عليه السّلام صادر شده و آن اينچنين بود كه چون حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله ازين عالم رحلت كردند و ابو بكر غصب خلافت نموده خليفه گرديد شخصى پيش او آمد كه شراب خورده بود ابو بكر به او گفت كه : چرا شرابى كه حرام است آشاميدى ؟ او در جواب گفت كه : من از آن وقت كه بحيلهء اسلام درآمده‌ام منزل من در ميان منازل جمعى واقع شده كه آنها همه شارب خمر و مستحل آنند و به گوش من حرمت خمر نرسيده بود كه اگر رسيده بودى هرگز مرتكب آن نميشدم ابو بكر بقرين خود گفت : يا با حفص درين مسأله تو چه مىگويى ؟ عمر گفت : اين حكمى مشكل است و حل آن از ابو الحسن على بن ابى طالب ميآيد ، ابو بكر خواست كه كسى بطلب آن مشكل گشا بفرستد عمر گفت كه : ما خود به خدمت آن حضرت ميرويم و جواب مسأله را از او استفسار مينمائيم ( كاتب الحروف گويد كه : مطلب عمر ازين سخن مراعات جانب حضرت نبود كه اگر مطلبش اينمعنى ميبود بايستى كه غصب خلافت او ننمايد بلكه چون ميدانست كه اگر حضرت در ميان مهاجر و أنصار درين قضيه حكمى نافذ فرمايد باعث افشاء جهل ذاتى ايشان و رغبت مردم به آن حضرت ميگردد لهذا رضا برفتن بيت الشرف آن آفتاب برج ولايت و هدايت داد ) پس ايشان به خدمت حضرت شتافتند و سلمان رضى اللَّه عنه در خدمت آن حضرت بود ، و حقيقت قضيه را به حضرت اعلام نمودند حضرت بابو بكر گفت كه : شخصى را بفرست كه از مهاجر و أنصار تحقيق كند كه هيچ يك از ايشان
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 360 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي