اجتناب نمايد از مناهى
وَ أَصْلَحَ
و باصلاح آرد عمل خود را
فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
پس هيچ ترس نيست برايشان در دنيا
وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
و نه ايشان اندوهناك گردند از هر چيزى در عقبى .
و چون ذكر مؤمنان كرد بعد از اين ذكر مستكبران و مكذبان مىكند و مىفرمايد كه :
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و آنان كه تكذيب كردند حجتهاى ما را
وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها
و تكبر و سركشى كردند از آن آيات و قبول نكردند آنها را
أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ
آن گروه ملازم آتش دوزخند
هُمْ فِيها خالِدُونَ
ايشان در آتش جاويد ماندگانند . ايراد كلمهء « فا » در جزاء اول كه «
فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
» است و عدم ايراد آن در جزاء ثانى كه «
أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ
» است اشارت بمبالغه در وعد و مسامحه در در وعيد است زيرا كه كلمهء « فاء » تعقيبيه دلالت دارد بر اينكه عدم خوف عقيب تقوى و از لوازم آنست بخلاف دخول نار كه شايد آب توبه از مكذبين انطفاپذير گردد .
فَمَنْ أَظْلَمُ
پس كيست ستمكارتر
مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
از آن كسى كه افترا كند بر خداى تعالى دروغ را ، و نگفتهء او را گفته داند
أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ
يا تكذيب كند آيات و أحكام او را به اين معنى كه گفتهء او را بگويد كه گفتهء او نيست
أُولئِكَ
آن گروه مفتريان و مكذبان
يَنالُهُمْ نَصِيبُهُمْ
برسد بديشان بهرهء ايشان
مِنَ الْكِتابِ
اى مما كتب لهم من الاعمار و الارزاق ، يعنى از آنچه نوشته شده در لوح المحفوظ از عمرو روزيها ، و اين زندگانى و روزى بسبب افترا و تكذيب نميگردد و بروايت على بن ابراهيم تفسير اين آيه اينچنين است كه « اى ينالهم ما فى كتابنا من عقوبات المعاصى »
حَتَّى إِذا جاءَتْهُمْ رُسُلُنا
تا آنكه اگر بيايد بايشان فرستادگان ما كه ملك الموت و أعوان اويند
يَتَوَفَّوْنَهُمْ
در حالتى كه آن رسل قبض ارواح ايشان كنند
قالُوا
جواب « اذا » شرطيه است يعنى در اينوقت گويند آن رسل مر ايشان را از