كردن خداى تعالى از براى ايشان اجابت دعاى خوب ايشان و بنا برين ترجمه
« اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ »
بمعنى « تعجيله لهم بالخير » است
لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ
هر آينه رسانيده شود بسوى ايشان
أَجَلُهُمْ
وقت هلاكت ايشان يعنى اگر ما دعاى بد ايشان را كه بر خود و بر غير خود ميكنند به زودى اجابت كنيم چنانچه دعاى خوب ايشان را اجابت ميكنيم زود هلاك شوند ايشان ليكن ما ايشان را در دعاى بد مهلت ميدهيم تا توبه كنند
فَنَذَرُ الَّذِينَ
پس واميگذاريم بطريق استدراج آنان را كه
لا يَرْجُونَ لِقاءَنا
اميد ندارند ديدن جزاء ما را و بحشر و نشر قايل نيستند
فِي طُغْيانِهِمْ
در سركشى و كفر ايشان
يَعْمَهُونَ
در حالتى كه سرگردان و متحير باشند .
و بعد ازين خبر از بى صبرى انسان در شدايد ميدهد كه
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ
و چون برسد آدمى را ضررى و رنجى از ضررها و رنجهاى دنيا
دَعانا
بخواند ما را براى خلاصى خود از آن
لِجَنْبِهِ
حالكونى كه بپهلو خوابيده باشد
أَوْ قاعِداً
يا در حالتى كه نشسته باشد
أَوْ قائِماً
يا در حالتى كه ايستاده باشد يعنى در جميع حالات ما را ميخواند و على بن ابراهيم رحمه اللَّه گويد كه : « لجنبه » اشارت بر مريضى است كه قدرت بر نشستن نداشته باشد و « او قاعدا » اشارت بر مريضى كه قادر بر ايستادن نباشد و « او قائما » بر كسانى كه صحيح المزاج باشند و حاصل آنكه هم در حال مرض باقسام آن و هم در حين صحت مرا ميخواند
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ
پس چون برداريم از او رنج او را
مَرَّ
برود بر همان طريقه كه قبل ازين داشته و بگذارد دعا كردن را و شكر الهى را بجا نيارد
كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا
گوئيا كه او هرگز نخوانده ما را
إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ
براى كشف رنجى كه رسيده بود او را
كَذلِكَ
چنانچه شيطان زينت داده در نظر مردم ترك دعا و بجا آوردن شكر را در وقت دعت و راحت
زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ
زينت داده شده براى از حد الهى در گذرندگان
ما كانُوا يَعْمَلُونَ
آنچه را كه ميكنند از اعمال قبيحه .
و بعد ازين از عقوبات كفار امم سابقه خبر ميدهد تا اين امت از مثل اعمال آنها