پس در اول آيه فرموده مؤمنين را جزاى نيكوست بسبب ايمان ايشان و در آخر آيه فرموده : كافران را عذاب اليم است بسبب كفر ايشان .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و آنان كه نگرويدند به خدا و برسول او
لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ
مر ايشانراست آشاميدنى از آب گرم دوزخ كه چون آن را بخورند احشاء و امعاء ايشان پاره پاره گردد
وَ عَذابٌ أَلِيمٌ
و ديگر ايشانراست عذاب دردناك
بِما كانُوا يَكْفُرُونَ
بسبب آنكه بودند كه نميگرويدند به خدا و پيغمبر خدا و كلمهء « ما » ميتواند كه مصدرى باشد و درين صورت «
عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ
» به اين تقدير است كه :
« عذاب اليم بسبب كفرهم » پوشيده نماند كه لام تعليل در «
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا
» دلالت دارد بر اينكه خلق عباد براى ثواب و رحمت است نه از براى عذاب و عقاب و لهذا در عقاب لام تعليل داخل نكرده و فرموده : «
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ
» پس از اينجا معلوم مىشود كه خداى تعالى از عباد ارادهء كفر نكرده و خلق نكرده ايشان را بواسطهء كفر .
هُوَ الَّذِي
اوست آن خدايى كه بقدرت شاملهء كامله
جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً
أى :
« ذات ضياء » يعنى گردانيد آفتاب را خداوند روشنى تام ذاتى
وَ الْقَمَرَ نُوراً
أى :
« و القمر ذات نور » يعنى گردانيد ماه را خداوند روشنى غير تام بالعرض كه كسب آن از آفتاب كند ، علماء گفتهاند كه : روشنى بالذات كه از جاى ديگر كسب نشود « ضياء » است و روشنى كه بالعرض بوده و كسب آن از جاى ديگر شود آن « نور » است در روضهء كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه حق سبحانه و تعالى مثل زده محمد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله را بآفتاب و وصى او على مرتضى را به ماه كه وصى كسب علوم و حقايق از پيغمبر مىكند چنانچه قمر كسب نور از شمس مينمايد
وَ قَدَّرَهُ
و تقدير كرد براى مسير هر يك از شمس و قمر
مَنازِلَ
منزلها بر فلك و اكثر بر آنند كه ضمير راجع بقمر است يعنى تقدير كرد براى سير قمر منزلهاى بيست و هشت گانه
لِتَعْلَمُوا
تا بدانيد شما