آن حضرت روايت كرده كه مراد از آن پيغمبر است صلوات اللَّه عليه و آله و شيخ امين الدين طبرسى أيضا از آن حضرت روايت كرده كه مراد از « قدم صدق » شفاعت پيغمبر آخر - الزمان است صلّى اللَّه عليه و آله و درين أحاديث اصلا اختلافى نيست چنانچه در بادى النظر به نظر مى آيد ، زيرا كه مرجع و حقيقت همه يكيست
قالَ الْكافِرُونَ
گفتند ناگرويدگان به خدا و رسول بعد از دريافت اعجاز قرآن و عجز ايشان از اتيان به مثل آن :
إِنَّ هذا
بدرستى كه اين مرد كه قرآن آورده
لَساحِرٌ مُبِينٌ
هر آينه جادوگريست آشكار و بعضى قرا « لسحر مبين » خواندهاند بنا بر اين كلمهء « هذا » اشارت بقرآنست .
و چون حق تعالى فرمود كه : «
أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا
» قريش گفتند كه :
چون تعجب نكنيم كه ما نميدانيم كه وحى كننده كيست ؟ حق تعالى فرمود كه :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ
بدرستى كه پروردگار شما و وحى كننده بر پيغمبر شما خداوندى است
الَّذِي
آن خداوندى كه بقدرت كاملهء خود
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
بيافريد آسمانها و زمين را
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
در مقدار شش روز محمد بن مسعود عياشى رحمه اللَّه از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه خداى تعالى آفريد سال را دوازده ماه كه سيصد و شصت روز باشد پس بر آورد از ميان آن روزها شش روز را كه در آن ايجاد آسمانها و زمين كرد و بواسطهء اينست كه ماهها كم مىشود و از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« قال : ان اللَّه خلق السماوات و الارض فى ستة ايام فالسنة تنقص ستة ايام »
اگر چه در حكمت ايجاد سماوات و أرض در مدت شش روز وجوهى چند گفتهاند و ما نيز بعضى از آنها را در جاهاى ديگر آوردهايم اما حق آنست كه وجه آن را بعلم كامل الهى جلت نعماؤه واگذارند
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
پس مستولى شد بر عرش براى تدبير نمودن كارها چنانچه پادشاه مستولى مىشود بر سرير خود بواسطهء تدبير مملكت خود و همهء تدابير نازل است از عرش كه أعظم مخلوقاتست و لهذا بندگان نزد حاجات دستهاى خود را به آن جانب بر - ميدارند در تفسير محمد بن مسعود عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت