حق اهل نفاق مساويست و فائدهاى بر آن ترتيب نميشود چنانچه تصريح كرده كه
إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً
اگر آمرزش طلبى براى ايشان هفتاد بار
فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
پس نيامرزد ايشان را خداى تعالى از ابى الحسن الرضا عليه السّلام مرويست كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله بعد از نزول اين آيت فرمودند كه : من صد مرتبه طلب آمرزش ميكنم تا خداى تعالى آنها را بيامرزد آيت آمد كه « فى سورة المنافقين
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
» و بعد از اين منع حضرت فهميد كه مراد از « سبعين » معنى حقيقى و عدد معين نيست بلكه مراد از آن كثرتست خواه هفتاد و خواه پيش از آن باشد لهذا ديگر پيرامون اينمعنى نگرديد پوشيده نماند كه اين احاديث موافق احاديث عامه است و احتمال تقيه ميرود .
ذلِكَ
اين عدم قبول استغفار نه از جهت بخل ما و قصور از جانب تست بلكه
بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ
بسبب آنست كه ايشان نگرويدند بخداى تعالى و بفرستادهء او ، پس ايشان قابليت آمرزش ندارند و اين نقصان از طرف ايشانست نه از جانب ما و شما .
هر چه هست از قامت ناساز بى اندام ماست و رنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
و خداى تعالى هدايت نميكند و راه بهشت نمينمايد بيرون روندگان از أمر الهى را .
و بعد ازين خبر از شادى جمعى ميدهد كه از غزوهء تبوك تخلف ورزيدند و ميفرمايد كه :
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ
شاد گشتند تخلف كنندگان از غزوهء تبوك
بِمَقْعَدِهِمْ
بنشستن ايشان از آن غزوه
خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ
بعد از رفتن پيغمبر خدا بجهاد چنانچه عريان ميگويند : « أقام خلاف الحى اى أقام بعد ذهاب القبيلة » و مراد از « حى » قبيله است و ميتواند كه مراد از « خلاف » مخالفت باشد يعنى به جهت مخالفت رسول خدا