تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
خود را بمصدريت فروز آورد ، اى بسبب اخلافهم ما وعدوه و بسبب كونهم كاذبين ، و ازين آيهء كريمه معلوم شد كه بعضى از معاصى متفرع بمعاصى ديگر ميگردد چنانچه بعضى طاعات مستلزم طاعات ديگر است .
أَ لَمْ يَعْلَمُوا
آيا نميدانند اين گروه منافقين
أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ
اين كه خداى تعالى ميداند آنچه را كه ايشان مخفى ميدارند انفاق و غير آن
وَ نَجْواهُمْ
و آنچه را كه با يكديگر راز ميگويند
وَ أَنَّ اللَّهَ
و نميدانند اين كه خداى تعالى
عَلَّامُ الْغُيُوبِ
دانندهء نهانها و پوشيده‌هاست . محمد بن مسعود عياشى رضى اللَّه عنه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين و يعسوب الدين صلوات اللَّه عليه خود را به اجاره داد كه هر دلو آبى كه بكشد يك دانه خرما بگيرد پس چون بدين وسيله خرمايى چند جمع كرده خواست كه آن را به خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله ببرد تا آنكه داخل مال صدقات نمايند عبد الرحمن بن عوف كه در سر در ايستاده بود آغاز لمز و عيب آن حضرت نمود آيت آمد كه
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ
بعضى گفته‌اند كه : « الذين » مبتدا است « و
سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ
» خبر كه بعد ازين ميآيد محتمل است كه « الذين » منصوب بذم باشد بتقدير « اعنى الذين يلمزون المطوعين » يعنى ميخواهيم ما از جماعت سابقه آنان را كه عيب ميكنند تطوع كنندگان و نيكوكاران را
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
از گرويدگان به خدا و رسول
فِي الصَّدَقاتِ
در اداى صدقات مندوبه
وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ
و نيز عيب ميكنند تصدق آنان را كه نمييابند
إِلَّا جُهْدَهُمْ
مگر به قدر طاقت و قوت خود
فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ
پس سخريه و استهزا ميكنند با ايشان
سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ
جزا دهد خداى تعالى ايشان را بر سخريت و استهزاء ايشان
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
و مر ايشانراست عذابى دردناك .
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ
خواه آمرزش خواهى اى محمد براى اين منافقان مانند عبد الرحمن بن عوف
أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ
يا آمرزش نخواهى كه وجود و عدم استغفار در