اين منافقان با بهترين عالميان
إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ
مگر آنكه غنى كرد ايشان را خداى تعالى
وَ رَسُولُهُ
و فرستادهء او
مِنْ فَضْلِهِ
از كرم و احسان خود « من فضلهما » وارد نشد اشارت بر آنكه فضل پيغمبر همان فضل خداى تعالى است و حاصل معنى اينست كه اين منافقان قريش قبل از اظهار اسلام و منافقان مدينه پيش از آمدن حضرت بمدينه محتاج و تنك معيشت بودند و چون اظهار اسلام كردند و قدم مبارك حضرت بمدينه رسيد ببركت آن حضرت غنايم بسيار بدست ايشان آمد و توانگر شدند پس موجب عداوت نيافتند مگر آن را كه مستغنى شدند و سبب اين كينه و دشمنى نيست مگر آن توانگرى مثل است ميان عربان كه ميگويند : « اتق شر من احسنت اليه » يعنى بپرهيز از بدى آن كس كه با او احسان كرده باشى
فَإِنْ يَتُوبُوا
پس اگر توبه كنند ايشان از نفاق
يَكُ
باشد اين توبه
خَيْراً لَهُمْ
بهتر مر ايشان را در دنيا و در آخرت زيرا كه در دنيا تحصيل رضاى الهى مينمايند و در آخرت داخل بهشت ميگردند
وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا
و اگر اعراض كنند از توبه
يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَلِيماً
عذاب كند خداى تعالى ايشان را عذاب دردناك
فِي الدُّنْيا
در دنيا بگماشتن غم أ لم بر ايشان و بحصول بدنامى براى ايشان
وَ الْآخِرَةِ
و در آخرت بدخول در آتش جهنم و خلود در آن
وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ
و نيست ايشان را در زمين
مِنْ وَلِيٍّ
هيچ دوستى
وَ لا نَصِيرٍ
و نه نصرت دهنده .
مرويست كه ثعلبه بن حاطب أنصارى كه در غايت فقر وفاقه بود از حضرت استدعاء آن نمود كه از حق تعالى توانگرى او را درخواست نمايد و عهد كرد كه اگر توانگر شوم حقوق واجبى را بمستحقين برسانم هر چند حضرت او را بقناعت امر كرد و فرمود كه : ازين وادى بگذر كه عاقبت غنا در مظنهء خطر است نصيحت حضرت بر او اثر نكرده باز همان استدعا نموده پس حضرت فرمود كه :
« اللهم ارزق ثعلبة مالا »
و چون بدعاى حضرت مال بسيار و اغنام بيشمار بهم رسانيد و كس حضرت بواسطهء اخذ زكات پيش او رفت بخل گريبان گير او شده گفت : زكات اخت جزيه است و اداء زكات ننمود و عهد