آمد و چون على بن ابراهيم رحمه اللَّه در سوره توبه هم قرائت مشهوره را روايت كرده و هم قرائت غير مشهوره را كه « بالمنافقين » است در سورهء تحريم همين قرائت مشهوره را فقط روايت كرده با تأويل آن معلوم مىشود كه در سورهء تحريم « بالمنافقين » قرائت نشده و بعضى از فضلاء عصر را اعتقاد اينست كه دو قرائت در هر دو سوره مرويست چنانچه در تفسير مجمع البيان ظاهر مىشود و حديث سورهء تحريم در سورهء توبه نيز روايت شده اللَّه أعلم بحقايق الامور
وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ
و سخت گير بر ايشان و محابا مكن
وَ مَأْواهُمْ
جهنم و بازگشت ايشان بدوزخ است
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
و بد باز گشت است دوزخ .
أبان بن تغلب كه او را نزد امام زين العابدين و صادقين عليهم السلام مرتبهء رفيعه بود گفته كه : چون حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله در روز غدير خم مرتضى على عليه السّلام را بخلافت نصب كرد و فرمود :
« من كنت مولاه فعلى مولاه »
دو كس از رؤساى قريش قسم ياد كردند كه ما اين سخن را از حضرت رسالت پناه نميكنيم و اين خبر به حضرت رسيد حضرت بايشان گفت كه : اينچنين قسمى از شما به من رسيده پس ايشان قسم خوردند كه اين نوع قسم از ما سر نزده درين وقت جبرئيل اين آيهء كريمه را نازل گردانيد كه :
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ
سوگند ميخوردند بخداى تعالى كه
ما قالُوا
نگفتهايم اين سخن را
وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ
و قسم به خدا كه بتحقيق گفته بودند ايشان كلمهء كفر را
وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ
و اظهار كفر كردند پس از اظهار اسلام
وَ هَمُّوا
و قصد كردند
بِما لَمْ يَنالُوا
به چيزى كه نيافتند آن را على بن ابراهيم روايت كرده كه اين آيت در شأن جمعى از منافقين نازل شده كه در مكهء معظمه هم قسم شدند كه خلافت را به بنى هاشم وا نگذارند و در ليلة العقبة خواستند كه حضرت رسالت پناه را بكشند پس مراد از « كلمة الكفر » آن سخنى است كه در باب خلافت بنى هاشم گفتند و چون حضرت اظهار اين سخن بايشان كرد قسم خوردند كه ما نگفتهايم و مراد از «
وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
» قصد قتل حضرت بود در ليلة العقبه كه بمراد خود نرسيدند
وَ ما نَقَمُوا
و كينه نداشتند