تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
دالّ بر اينست .
فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ
حال است از ضمير مستتر در ظرفهاى سابقه يعنى صدقه‌ها ثابت است مر اصناف اربعه را ، و در اصناف اربعهء باقيه در حالتى كه فريضه است يعنى فرض كرده شده است اينصدقه‌ها از نزد خداى تعالى ، آنكه بعضى مفسران آن را مفعول مطلق از براى تأكيد داشته‌اند مر فعلى را كه كلام دلالت بر آن مىكند به اين تقدير كه « فرض اللَّه الصدقات فريضة » يعنى واجب گردانيده خداى تعالى صدقه‌ها را از براى اصناف مذكورين واجب گردانيدنى ضعيفست ، زيرا كه فريضه فعليه است بمعنى مفعول و حمل آن بر معنى مصدرى بعيد است
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ
و خداى تعالى داناست باستحقاق اين جماعت حكيم راست گفتار و درست كردار است . على بن ابراهيم روايت كرده كه عبد اللَّه بن نفيل منافق به خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله ميآمد و سخن چينى ميكرد و بمنافقان خبر ميداد جبرئيل حضرت را از اينمعنى اطلاع بخشيد حضرت آن منافق را طلبيده و فرموده كه : از تو اين چنين عملى به من رسيده ، پس او قسم خورد كه اين كار من نيست حضرت بحسب ظاهر قبول قول او نموده فرمودند كه : به منزل خود برو و چون او نزد قوم خود آمد گفت : محمد گوش است هر چه بگويى قبول مىكند ، خداى تعالى او را خبر داد كه من سخن چينى ميكنم اينسخن را بسمع قبول تلقى نمود ، و چون من انكار آن كردم آن را نيز قبول نمود . بنا برين حقتعالى اين آيت را نازل گردانيد كه :
وَ مِنْهُمُ
و از منافقان
الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ
آنانند كه ميآزارند پيغمبر را
وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ
و ميگويند كه : او گوش است هر چه به او بگويند باور مىكند محتمل است كه تسميهء حضرت به « اذن » از روى مبالغه باشد گويا كه از فرط استماع آلت سماع شده چنانچه جاسوس را عين ميگويند گويا آلت نظر گشته
قُلْ
بگو اى محمد اين منافقين را كه : آن نبى
أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ
گوش است أما گوش نيك