« فى الفتنة » بر « سقطوا » اشعار است ابتداء بر اثبات فتنه كه ايشان نفى آن نمودهاند .
و ميتواند كه اشارت باشد بر حصر سقوط بر فتنه زيرا كه تقديم ما حقه التأخير افادهء حصر مىكند يعنى سقوط ايشان منحصر است بر فتنه
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
و بدرستى كه دوزخ هر آينه احاطه كننده و فرا گيرنده است بناگرويدگان در قيامت و مخلصى از آن ندارند .
إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ
اگر برسد به تو اى محمد نيكويى از نصرت و غنيمت
تَسُؤْهُمْ
اندوهگين گرداند اين منافقين را از فرط حسد و نفاق كه دارند
وَ إِنْ تُصِبْكَ
و اگر برسد ترا در بعضى غزوات
مُصِيبَةٌ
شكستى و آزارى چنانچه در غزوهء احد رسيد
يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا
گويند اين منافقان كه : بتحقيق گرفتيم ما احتياط خود را
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين دور انديشى كرديم و طريق احتياط مرعى داشتيم و بحرب نرفتيم
وَ يَتَوَلَّوْا
و برميگردند از پيش حضرت بخانههاى خود
وَ هُمْ فَرِحُونَ
در حالتى كه ايشان شادمان باشند از بلائى كه باهل ايمان رسيده .
قُلْ
بگو اى محمد :
لَنْ يُصِيبَنا
هرگز نرسيد بما به اختيار ما
إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
مگر آنچه نوشته است خداى تعالى براى ما در لوح المحفوظ از نصرت بر دشمنان يا شهادت و مراتب حيات
هُوَ مَوْلانا
اوست ناصر و معين ما
وَ عَلَى اللَّهِ
و بر خداى تعالى نه بر غير او
فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
پس بايد كه توكل كنند تصديق كنندگان به خدا و برسول او زيرا كه حق ايمان اعتماد بر خداى تعالى است .
و چون منافقانى كه در غزوهء تبوك تخلف ورزيده بودند منتظر شكست و هلاك مؤمنين بودند حق تعالى از آن خبر ميدهد كه
قُلْ
بگو اى محمد مر ايشان را :
هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا
آيا انتظار ميكشيد شما بما ؟ استفهام درين مقام استفهام انكارى است يعنى انتظار نمىكشيديد شما كه برسد بما
إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ
مگر يكى از دو خصلت حميده و نعمت عظيمه كه آن غنيمت است در عاجل و بهشت است در آجل
وَ نَحْنُ