تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
بعد از بيان حال منافقان در صفت مؤمنين ميفرمايد كه :
لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ
دستورى نميطلبند از تو آنان كه بتحقيق ايمان آورده‌اند
بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
به خدا و بروز قيامت و چون در « يستأذنك » نفى داخل فعل مضارع شده افادهء استمرار مىكند به اين معنى كه نيست عادت مؤمنين بخداى تعالى و بروز قيامت كه اذن طلبند از تو
أَنْ يُجاهِدُوا
براى اينكه جهاد نمايند
بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ
ببذل مالها و نفسهاى خود بلكه چون بينند كه تو در تهيهء اسباب جهادى مبادرت با آن مينمايند و آن را موقوف باذن نميسازند چه جاى آنكه اذن از تخلف طلبند و بعضى چنين تفسير كرده‌اند كه دستورى ماندن نميطلبند از تو آنان كه ايمان آورده‌اند به خدا و بروز قيامت به جهت كراهت داشتن اينكه جهاد كنند ببذل مالها و نفسهاى خود بلكه ايشان هميشه آمادهء جهادند بنا برين « أن يجاهدوا » بتقدير « كراهة أن يجاهدوا » است
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ
و خداى تعالى داناست به پرهيزكاران از تخلف و ايشان را أجر عظيم ميدهد .
إِنَّما يَسْتَأْذِنُكَ
جزين نيست كه اذن ماندن در خانه‌هاى خود ميطلبند از تو
الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
آنان كه نگرويده‌اند به خدا و بروز قيامت
وَ ارْتابَتْ قُلُوبُهُمْ
و در ريب و شك افتاده دلهاى ايشان در حقيقت دين مبين
فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ
پس ايشان در شك خود سرگردان و متحير ميباشند .
وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ
و اگر اين جماعت ارادهء خروج ميداشتند
لَأَعَدُّوا لَهُ
هر آينه آماده ميكردند براى خروج
عُدَّةً
اسباب حرب و جهاد را محمد بن مسعود عياشى در تفسير خود درايت كرده كه مراد از « عدة » نيت است به اين معنى كه اگر ايشان ارادهء خروج ميداشتند هر آينه آماده ميكردند براى آن خروج قصد خود را يعنى قصد آن خروج از ايشان ظاهر ميشد بتهيهء اسباب آن
وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ
و ليكن كراهت داشت خداى تعالى و نه پسنديد خروج ايشان را مخفى نماند « لكن » كه موضوع براى استدراك است مدخول آن جملهء مثبته است پس بايد كه آن براى استدراك از جملهء منفيه باشد