زيرا كه استدراك منفى مثبت است و بحسب ظاهر در آيهء سابقه جملهء منفيه نيست مگر آنكه گفته شود كه : «
وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ
» جملهء منفيه است به اين تقدير كه « و لو ارادوا الخروج لاعدوا له عدة فما أعدوا و ما خرجوا و لكن أقاموا لان اللَّه كره انبعاثهم » يعنى اگر ايشان ارادهء خروج ميكردند هر آينه مهيا ميكردند اسباب آن را پس مهيا نكردند و بيرون نيامدند و ليكن اقامت كردند در منازل خود به جهت آنكه كراهت داشت خداى تعالى برخاستن ايشان را براى خروج
فَثَبَّطَهُمْ
پس بازداشت ايشان را از نهوض و خروج بوسيلهء استيلاء خوف و هراس در دلهاى ايشان
وَ قِيلَ اقْعُدُوا
و گفته شد مر اين مستاذنين را كه : بنشينند در خانههاى خود
مَعَ الْقاعِدِينَ
با نشستگان يعنى با زنان و كودكان و معلولان كه در خانههاى خود نشستهاند بعضى گفتهاند كه : مراد از
« قِيلَ اقْعُدُوا »
اينست كه خداى تعالى بطريق الهام در دل ايشان انداخت اسباب خذلان را كه آن قعود از جهاد است و بعضى گفتهاند كه : بعضى منافقان ببعضى ديگر اين سخن را ميگفتهاند و ايشان را منع از جهاد ميكردهاند .
بعد از اين حق تعالى وجه كراهت انبعاث و تثبيط ايشان را بيان ميفرمايد كه :
لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ
اگر اين قوم بيرون آمدندى در ميان شما اى مؤمنين
ما زادُوكُمْ
نيفزودندى ايشان در شما
إِلَّا خَبالًا
مگر مكر و غدر و فساد را
وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ
و هر آينه سرعت مينمودند در داخل شدن ميان شما
يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ
در حالتى كه ميطلبيدند و ميجستند براى شما فتنه و فساد را پس بنا برين منافاتى نيست ميان كراهت انبعاث كه صريح آيهء «
وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ
» است و ميان امر بانبعاث » كه مفاد آيهء «
انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا
» است زيرا كه مراد از انبعاث مكروه انبعاث براى القاء فتنه است در لشكر اسلام و مراد از انبعاث مامور انبعاث به جهت جهاد و نصرت خود اسلام است
وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ
و در ميان شما جاسوسانند مر ايشان را كه تاخير شما را بايشان برسانند
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
و خداى تعالى داناست بضماير ستمكاران