تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
دست مبارك خود را بر چشم او كشيد و او نيز به آنچه حضرت ديده بود بينا گشت و در دل خود گفت كه : « الآن صدقت أنّك ساحر » يعنى اينزمان تصديق كردم كه تو ساحرى پس حضرت به او گفت : « أنت الصديق » يعنى تو تصديق كنندهء سحر منى ، و كسى كه ايمان دارد هرگز اين نوع تصديق ازو سر نميزند ، بعد از اين حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : اينست مراد از قول خداى تعالى كه فرموده : «
وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا
» و مراد از « كلمة اللَّه » قول رسول اللَّه است كه بابو بكر گفت و محمد بن مسعود عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه « و جعل كلمة الذى كفروا السفلى هو الكلام الذى تكلم به العتيق » يعنى مراد از كلمهء آنان كه كافر شدند كلامى است كه عتيق يعنى ابو بكر در غار به آن تكلم نمود بنا بر اين دو حديث معنى آيهء كريمه اينست كه گردانيد خداى تعالى قول ابو بكر را كه در دل خود گفت كه : حضرت ساحر است بيمقدار و باطل گردانيد و قول پيغمبر را كه بابو بكر گفت كه : « أنت الصديق » بلند و آشكارا تا آنكه در ميان عامه مشهور بصديق گرديد
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ
و خداى تعالى غالب است و اهل توحيد را نيز غالب مىگرداند
حَكِيمٌ
راست گفتار و درست كردار است . مقصود ايراد قصهء غار در اثناى أمر بغزوهء تبوك اينست كه بيان كند كه اگر شما درين كارها يارى نكنيد پيغمبر مر امن او را يارى ميكنم چنانچه در آن محل او با يك كس پيش نبود و تمام صناديد قريش به قصد او برخاسته بودند من يارى او كردم و او را از ميان اين نوع أعداء بيرون آوردم و بمأمنى رسانيدم پس كليد نصرت بقبضهء اقتدار من است «
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
» . بعد ازين بأبلغ وجهى مؤمنان را أمر بجهاد ميفرمايد كه
انْفِرُوا
بيرون رويد بغزوهء تبوك
خِفافاً وَ ثِقالًا
اى « شبابا و شيوخا » چنانچه على بن ابراهيم رحمه اللَّه در تفسير خود آورده يعنى در حالتى كه جوانان و پيران باشيد . و مفسران را در معنى « خفاف و ثقال »
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 269 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي