تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
أهل كتاب‌اند به مسلمانان پس من گفتم كه : اينچنين نيست كه تو گمان كرده‌اى بلكه در حكم اين آيت هم ما و هم اهل كتاب همه داخليم و اين سخن حق كه باعث وحشت آن ناحق گرديد و بعثمان شكوهء من نوشت و عثمان در جواب نوشت كه او را نزد من روانه كن و چون من بمدينه آمدم چنان عثمانيان را بر خود متنفر ديدم كه گويا هرگز ايشان مرا نديده بودند و من اين تنفر قوم را بعثمان گفتم عثمان گفت : از شهر ما دور شو من گفتم : كجا روم ؟ هر جا كه باشم از تكرار اين كلام حق خود را معزول نخواهم داشت ، پس لا علاج بربذه آمدم . و مراد از انفاق در اين آيت زكات است بدليل آنكه شيخ در أمالى باسناد خود روايت كرده كه چون اين آيت نازل شد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه : « كل مال تؤدى زكاته فليس بكنز و ان كان تحت سبع أرضين و كل مال لا تؤدى زكاته فهو كنز و ان كان فوق الارض » يعنى هر مالى كه ادا كرده شده باشد زكات آن پس نيست آن داخل كنز و اگر چه آن پنهان در زير هفت زمين باشد و هر مالى كه زكات آن أداء نشده باشد پس آن داخل كنز است و اگر چه بالاى زمين باشد و هر گاه مراد از انفاق زكات باشد پس تخصيص بذهب و فضه بواسطهء آنست كه آنها مناط تمول و أصل آنست .
فَبَشِّرْهُمْ
پس آنان كه انفاق مال در راه خدا نميكنند مژده ده ايشان را يعنى خبر كن ايشان را
بِعَذابٍ أَلِيمٍ
به عذاب دردناك .
يَوْمَ يُحْمى
در روزى كه افروخته شود آتش
عَلَيْها
بر آن گنجها يا بر آن ذهب و فضه
فِي نارِ جَهَنَّمَ
در ميان آتش دوزخ
فَتُكْوى بِها
پس داغ كرده شود به آنها
جِباهُهُمْ
پيشانيهاى ايشان كه در وقت ديدن مستحقين زكات گره بر آن ميزدند
وَ جُنُوبُهُمْ
و پهلوهاى ايشان كه از اهل فقر خالى ميكردند
وَ ظُهُورُهُمْ
و پشتهاى ايشان كه بر فقرا ميگردانيدند و درين وقت ملائكهء عذاب بايشان گويند كه :
هذا
اين طلاها و نقره‌هاى گرم كرده شده
ما كَنَزْتُمْ
آن چيزيست كه جمع كرده بوديد و