بعضى از كور باطنان نصارى اينمعنى را حمل كرده بحقيقت بفرزندى عيسى قائل شده باشند
قاتَلَهُمُ اللَّهُ
لعنت كناد ايشان را خداى تعالى
أَنَّى يُؤْفَكُونَ
چگونه برگردانيده ميشوند از راه حق
فى كتاب الاحتجاج عن أمير المؤمنين عليه السّلام « قال اللَّه تعالى :
قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
اى لعنهم اللَّه فسمى اللعنة قتالا »
و در تفاسير عامه قاتل را بمعنى اهلاك گرفتهاند يعنى هلاك كناد خداى تعالى ايشان را .
اتَّخَذُوا
فرا گرفتند يهود و نصارى
أَحْبارَهُمْ
علما و فقهاى خود را
وَ رُهْبانَهُمْ
و زاهدان و گوشه نشينان خود را
أَرْباباً
معبودان
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز از خداى تعالى أحبار براى يهود است و رهبان براى نصارى مراد اين نيست كه يهود و نصارى احبار و رهبان را حقيقة معبود و رب خود دانستند بلكه چون احبار و رهبان پيش خود تحليل ما حرم اللَّه و تحريم ما أحله اللَّه نمودند و يهود و نصارى تابع ايشان شدند پس گويا كه آن أحبار و رهبان را أرباب و معبود خود شناختند نه خداى تعالى را چنانچه محمد بن مسعود عياشى رحمه اللَّه تعالى در تفسير اين آيه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« أما و اللَّه ما صاموا لهم و لا صلوا و لكنهم أحلوا لهم حراما و حرموا عليهم حلالا فاتبعوهم و عبدوهم من حيث لا يشعرون »
يعنى آگاه باشيد به خدا قسم كه يهود و نصارى نماز و روزه براى احبار و رهبان خود بجا نياوردند ليكن أحبار و رهبان حرام را از براى يهود و نصارى حلال كردند و حلال را حرام و ايشان تابع شدند پس عبادت كردند ايشان أحبار و رهبان را بدون اينكه آگاه به اين عمل شنيع خود باشند و در روايتى ديگر آمده كه
« و لكنهم أطاعوهم فى المعصية »
و در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« من أطاع رجلا فى معصية اللَّه فقد عبده »
وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ
و عيسى پسر مريم را نيز پسر خدا و معبود خود أخذ كردند
وَ ما أُمِرُوا
و حال آنكه اين أرباب و مربوبين مأمور نشدند
إِلَّا لِيَعْبُدُوا
مگر آنكه عبادت كنند
إِلهاً واحِداً
خداى يكتا و يگانه را
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نيست هيچ معبودى مگر او
سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
پاك است