تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
آن إله واحد از آنچه ايشان شريك ميگيرند براى او .
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا
مىخواهند ايشان اينكه فرو نشانند و خاموش كنند
نُورَ اللَّهِ
نور خداى را كه آن دلايل و حجج ظاهر است بر وحدانيت و تقدس او از آلايش امكانيت
بِأَفْواهِهِمْ
بباد دهنهاى خود يعنى باظهار شرك
وَ يَأْبَى اللَّهُ
اى و يا بى اللَّه كل شىء ، و ابا دارد خداى تعالى يعنى راضى نيست و نميپسندند هيچ چيزى را
إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ
مگر آنكه تمام گرداند آن حج و دلايل ظاهره خود را باعلاى كلمهء توحيد مخفى نماند كه «
وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ
» كلام موجب است با حذف مستثنى منه و در كلام موجب حذف مستثنى منه را جايز نداشته‌اند مثلا نميگويند كه « جاءنى الا زيدا » اما در كلام منفى اين حذف مجوز است و استثنا را استثناء مفرغ مينامند و ميگويند : « ما جاءنى الا زيد » و در دفع اين بحث گفته‌اند كه : اگر چه « يا بى » فعل موجب است أما در معنى نفى است
وَ « يَأْبَى اللَّهُ
» بتقدير « و لا يرضى » است چنانچه در ترجمه تصريح بر اين معنى كرده شد پس استثناء در كلام منفى واقع شده
وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
و اگر چه مكروه داشته باشند و نخواهند آن را ناگرويدگان و منكران پيغمبر آخر الزمان صلوات الا عليه و آله و در احاديث أهل بيت عليهم السلام وارد شده كه مراد از « نور » ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام است و مراد از اتمام نور انتشار ولايت اوست در قلوب مؤمنين و زياده كردن كمالات او اگر چه كافران مكروه داشته باشند ولايت او را چنانچه در حديث محمد بن الفضيل از حضرت امام موسى عليه السلام آمده كه اين آيه اينچنين نازل شده كه «
وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
بولاية على » .
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى
اوست آن خدايى كه فرستاد پيغمبر خود محمد را بمعجزات و حجج
وَ دِينِ الْحَقِّ
و بدين صحيح درست
لِيُظْهِرَهُ
تا ظاهر سازد و غالب گرداند آن دين حق را
عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
بر همهء دينها
وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
و اگر چه كراهت دارند آن را مشركان در موضع
وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
» فرمود