تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
تا دلالت كند بر اينكه اين گروه كفر و انكار رسول را با شرك بخداى تعالى ضم كرده‌اند اين توجيه را قاضى ناصر الدين بيضاوى در تفسير خود آورده در أحاديث خازنان وحى الهى دانندگان اشياء كما هى سلام اللَّه عليهم مصرحست كه اين آيهء كريمه در شأن قائم آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله نازل شده و تأويل آن بعد از تنزيل آنست زيرا كه بعد از خروج قائم محمد غالب ميگردد دين حق كه ولايت أوصياء به حق است بر جميع اديان و باقى نميماند هيچ دينى و مذهبى مگر اين دين حق حتى آنكه اگر كافرى يا مشركى در آن زمان در ميان سنگى جا گيرد آن سنگ به زبان آمده مؤمنين را اعلام كند كه در ميان من كافرى پنهان شده مرا بشكنيد و او را بكشيد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آن كسانى كه ايمان آورده‌ايد
إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ
بدرستى كه بسيارى از فقهاى يهود و زاهدان نصارى
لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ
هر آينه ميخورند مالهاى مردم را
بِالْباطِلِ
بطريق باطل كه آن رشوتست تا تغيير احكام الهى كنند
وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
و بازدارند مردمان را از راه حق كه دين مبين حق تعالى است
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ
و آنان كه جمع ميكنند و در زمين پنهان ميسازند طلا و نقره را
وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و نفقه نميكنند آن كنوز را كه منتزع از « يكنزون » است يا كل واحد از ذهب و فضه را كه « ذهب » مؤنث معنوى و جمع ذهبه است و « فضه » مؤنث لفظى . مخفى نماند كه بعضى « الذين » را بأهل كتاب تفسير كرده‌اند بنا بر آنكه آيت سابقه نيز بيان احوال ايشان است أما حق آنست كه مراد از آن مطلق أهل كتاب و مسلمانان باشد چنانچه زيد بن وهب گويد كه : وقتى مرا مرور بربذه كه مسكن أبو ذر رضى اللَّه عنه بود افتاد و به خدمت ابو ذر رفتم و به او گفتم كه چه چيز ترا به اين بلاد انداخت ؟ ابو ذر رضى اللَّه عنه فرمود كه : وقتى من در شام بودم آيهء كريمهء
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ
را ميخواندم معاويه كه مصداق اين آيت بود گفت : مراد از اين آيت