و بعد از ذكر مقاتلهء بت پرستان بمحاربهء اهل كتاب امر مىكند و ميفرمايد كه :
قاتِلُوا
جنگ كنيد و بكشيد
الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ
آنانى را كه ايمان نميآورند به خدا چنانچه شرط ايمانست چه جمعى از ايشان گويند كه : عزيز و عيسى پسر خدايند
وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
و نه بروز قيامت چنانچه بايد زيرا كه ميگويند : آتش دوزخ نخواهد سوخت ما را مگر چند روز
وَ لا يُحَرِّمُونَ
و حرام نميدانند
ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
آن چيزى را كه حرام گردانيده است آن را خداى تعالى و رسول او كه موسى و عيسى اند و آنچه حرام كردهاند كتمان نعمت محمد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله است .
حاصل كلام اينست كه اين اهل كتاب عمل باصول دين منسوخ خود نميكنند و اعتقاد به آن ندارند و بعضى گفتهاند كه : مراد از « رسول » پيغمبر ما صلوات اللَّه عليه و آله است و مراد از «
ما حَرَّمَ اللَّهُ
» امورى كه بشرع پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله حرامست و مراد از تحريم رسول تبليغ محارم است بر امت و الحاق او با خداى تعالى در صفت تحريم جهت تعظيم و تأكيد تحريم است
وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ
و قبول نميكنند و عمل نمينمايند بدين و ملت راست كه آن دين اسلام است بنا بر اين اضافهء « دين » بر « حق » اضافهء موصوفست بر صفت يعنى دينى كه اين صفت دارد كه حق است و بعضى گفتهاند كه مراد از « حق » خداى تعالى است يعنى قبول نميكنند دينى كه مر خداى تعالى راست و بنا برين اضافه درين مقام اضافهء لامى است و در واقع هر دو طريق بيك معنى بر ميگردد زيرا كه دين خداى تعالى نيز همان دين اسلامست كه موصوف بصفت حقيتست و ناسخ و مبطل جميع اديانست
مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
بيان «
الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
» است تا آخر ، يعنى مقاتله كنيد با گروهى كه موصوفند بعدم ايمان و به غير آن از آن جماعت كه داده شده بايشان كتاب بحسب حقيقت و آن يهود و نصارىاند كه تورات و انجيل براى ايشان نازل شد ، و يا بحسب شبهه و زعم ايشان و آن مجوس است كه ايشان را پيغمبرى بود كه كتابى داشت ايشان پيغمبر خود را كشتند و كتاب او را