نجسة كالكلاب و الخنازير » و مشرك مشتق است از اشراك ، و تعليق حكم بر مشتق دالست بر عليت مأخذ اشتقاق پس معنى چنين است كه مشركان نجسند از جهت اشراك پس ما دام كه اشراك باقى باشد نجاست باقى است و الا فلا خلافست در آنكه معنى شرعى مشرك مطلق كافر است يا كافر غير كتابى كه قائل بتوحيد نيست پس اگر معنى مشرك مطلق كافر باشد ثابت شود بصريح آيهء مذكوره نجاست عينيهء جميع كافران و اگر معنى مشرك كافر غير كتابى باشد ثابت شود نجاست عينيهء كافر غير كتابى بصريح آيت و نجاست عينيهء كافر كتابى باجماع و روايات اهل بيت عليهم السلام
فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ
پس بايد كه نزديك نشوند اين مشركان مسجد الحرام و باقى مساجد نيز حكم مسجد الحرام را دارد از جهت نصوص ائمهء هدى عليهم السلام
بَعْدَ عامِهِمْ هذا
پس ازين سال كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام سورهء برائت را برايشان خواند و آن سال نهم از هجرت بود .
وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً
و اگر بترسيد اى مؤمنان اهل مكه درويشى را از جهت آنكه چون منع واقع شد مشركان ديگر در موسم حج به مكه نيابند و غله و طعام نيارند و سودا و معامله بر طرف شود
فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ
پس زود باشد كه مستغنى سازد شما را خداى تعالى
مِنْ فَضْلِهِ
از فضل و رحمت خود
إِنْ شاءَ
اگر خواهد اين قيد به جهت آنست كه تا مردم بالكليه دست از كسب نكشند و تنبيه بر آنكه مزيت در رزق و فراخى آن مر بعضى را دون بعضى از جانب اوست جل جلاله و عظم شأنه و حق تعالى به اين وعده وفا فرموده أصناف مردمان را از اطراف و أقطار زمين متوجه حرم ساخت كه تا انواع غلات و امتعه به آنجا ميآورند و مع ذلك مؤمنان را فتح بلاد اهل شرك كرامت فرمود تا از جهت غنايم غنى شدند
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ
بدرستى كه خداى تعالى داناست بر احوال بندگان
حَكِيمٌ
حكم كننده است بر واقع مصالح .