كه « فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم او خذوهم » يعنى پس قتل كنيد اهل شرك را هر جا كه بيابيد يا اسير كنيد ايشان را بنا برين « خذوهم » مشتق از أخيذ بمعنى اسير است
وَ احْصُرُوهُمْ
و حبس كنيد ايشان را و مانع شويد ايشان را تا آنكه داخل مسجد الحرام نشوند
وَ اقْعُدُوا لَهُمْ
و بنشينيد براى قتل و بند ايشان و براى آنكه در بلاد منتشر نگردند
كُلَّ مَرْصَدٍ
بر سر هر ممرى و راهگذرى
فَإِنْ تابُوا
پس اگر باز گردند از شرك
وَ أَقامُوا الصَّلاةَ
و بپاى دارند نماز را
وَ آتَوُا الزَّكاةَ
و بدهند زكات اموال خود را تا از اين دو عمل گذشتن ايشان از شرك بر همگان ظاهر و هويدا گردد و در مجمع البيان گفته كه : مراد از اقامت صلاة و ايتاء زكات قبول اين دو عمل است زيرا كه توبه و عدم قتل ايشان موقوف بر قبول و اعتقاد شرايع و احكام الهى است نه بر بجا آوردن آن
فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ
پس خالى كنيد راه ايشان را و دست از ايشان بداريد كه تا هر كجا كه خواهند بروند يا آنكه بگذاريد داخل خانهء خدا شوند و با شما حج گزارند . و چون قاضى ناصر الدين بيضاوى اقامت صلاة و ايتاء زكات را بمعنى ظاهرى حمل كرده گفته : « و فيه دليل على أن تارك الصلاة و مانع الزكاة لا تخلى سبيله »
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
بدرستى كه خداى تعالى آمرزندهء گناهان و مهربان بر خلايق است .
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و اگر يكى از مشركان كه بعد از انقضاء مدت سياحت متعرض عدم و قتل ايشان بايد شد
اسْتَجارَكَ
پناه جويد و امان خواهد از تو ، چون كلمهء « ان » از عوامل فعل است و بايد كه داخل فعل شود پس تقدير آيت چنين است كه « و ان استجارك أحد من المشركين » و دال بر حذف « استجارك » مذكور است يعنى اگر امان خواهد از تو يكى از مشركين
فَأَجِرْهُ
پس امان ده تو او را و بيان احتجاجات قرآنى و كلمات وحيانى براى او بكن
حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ
تا بشنود كلام خدا را و مطلع شود بر حقيقت كار بروايت على بن ابراهيم « فأجره » بمعنى « فاقرأه عليه » است يعنى اگر احدى از مشركين امان خواهد و طلب آيات الهى از تو بكند پس تو آن آيات را