برو بخوان تا بشنود كلام خدا را درين وقت اگر ايمان آورد بسعادت دنيا و آخرت خواهد رسيد و اگر ايمان نياورد
ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ
پس برسان او را بموضع أمن او كه ديار اوست و يا بعد از آن با وى قتال كن تا با وى غدر و خيانت نكرده باشى
ذلِكَ
اين امان دادن ايشان
بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ
بسبب آنست كه ايشان جمعىاند كه نميدانند حقيقت ايمان و مرتبهء بلند و درجهء ارجمند اهل ايمان را پس لازم است امان دادن ايشان و ذكر كردن حجج الهى براى ايشان تا تدبر در آن كنند و حجت تمام شود .
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ
چگونه تواند بود مشركين را
عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ
عهدى و پيمانى نزديك خداى تعالى
وَ عِنْدَ رَسُولِهِ
و نزديك رسول او با وجود آنكه ايشان در دل خود وزر و نقض عهد را جا داده باشند ، بنا برين عهدى با اين نوع مشركين نخواهد بود
إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ
مگر جمعى از مشركين كه عهد بستهايد با ايشان
عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
نزديك مسجد الحرام كه آن حديبيه است كه قريب به مكه معظمه واقع شده و ايشان در دل غدرى ندارند و اظهار نكث عهد نميكنند
فَمَا اسْتَقامُوا
پس ما دام كه ايشان مستقيم باشند بعهد خود
لَكُمْ
براى شما
فَاسْتَقِيمُوا
پس شما نيز مستقيم باشيد بر عهد خود
لَهُمْ
براى ايشان
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ
بدرستى كه خداى تعالى دوست ميدارد پرهيزكاران از نقض عهد را .
كَيْفَ
چگونه مشركان بر عهد خود باشند و چگونه شما ايشان را قتل نكنيد .
وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ
حال آنكه ظفر يابند ايشان بر شما
لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ
مراعات نكنند در حق شما
إِلًّا
قرابت را يا سوگند را
وَ لا ذِمَّةً
و نه وفاى عهد را
يُرْضُونَكُمْ
جملهء مستأنفه است در بيان آنكه حال ايشان منافى ثبات عهد است و مؤدى بر عدم مراعات آنست در حين ظفر يعنى راضى و خشنود ميگردانند شما را
بِأَفْواهِهِمْ
بزبانهاى خود با بقاى عهد و وعده بايمان ،
وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ
و ابا دارد از آن دلهاى ايشان ، يعنى دل و زبان ايشان يكى نيست . و نميتواند كه « يرضونكم » جملهء حاليه باشد از فاعل « لا يرقبوا » به اين