ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
همهء آنچه در زمين است از مال و متاع
ما أَلَّفْتَ
قادر نبودى تو بر الفت دادن و محبت انداختن
بَيْنَ قُلُوبِهِمْ
ميان دلهاى ايشان
وَ لكِنَّ اللَّهَ
و ليكن خداى تعالى بقدرت كاملهء خود
أَلَّفَ بَيْنَهُمْ
الفت و محبت افكند ميان ايشان
إِنَّهُ عَزِيزٌ
بدرستى كه خداى تعالى غالب است و قادر
حَكِيمٌ
داناست بمصالح آنچه مىكند .
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ
اى پيغمبر برگزيدهء رفيع مرتبه
حَسْبُكَ اللَّهُ
بس است ترا خداى تعالى
وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
و بس است ترا آنان كه پيروى كردهاند ترا از گرويدگان ، زيرا كه گاهى حق سبحانه و تعالى بذات كامل خود تمشيت كارهاى عباد مىكند و گاهى بوسيلهء ديگران چنانچه قبل ازين سمت گزارش يافت ، و بنا بر اين تفسير «
وَ مَنِ اتَّبَعَكَ
» در محل رفع است تا معطوف باشد بر « اللَّه » به اين تقدير كه « حسبك اللَّه و حسبك من اتبعك » .
مخفى نماند كه آيهء «
هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ
» در مقاميست كه هر گاه كفار ارادهء خدعه و مكر كنند حق تعالى دفع آن بنصرت مؤمنين مينمايد و اين آيهء كريمه دالست بر آنكه نصرت خدا و نصرت مؤمنين كافيست هر پيغمبر را در كل آنچه احتياج داشته باشد در امر دين و دنيا ، و مراد ازين ، تحريص آن جنابست بر قتال با كفار . بنا برين تكرار درين دو آيه نخواهد بود .
و بعضى گفتهاند كه «
وَ مَنِ اتَّبَعَكَ
» در محل جر است تا كه عطف بر كاف « حسبك » باشد به اين تقدير كه « حسبك اللَّه و حسب من اتبعك » يعنى بس است ترا خداى تعالى و بس است آنانى را كه تبعيت تو كردهاند اگر چه بنا برين احتياج بدفع بحث سابق و لاحق نيست چنانچه وقتى كه «
وَ مَنِ اتَّبَعَكَ
» را محلا منصوب گيرند تا مفعول معه باشد به اين تقدير كه « حسبك اللَّه مع من اتبعك » اما عطف بضمير مجرور بدون اعادهء جار به اعتقاد غير كوفيين جايز نيست و در اين مقام اعادهء جار نشده .