و ايراد كلمهء « ما » به جهت ادخال نون تاكيد ثقيله است ، يعنى و اگر بترسى تو اى محمد
مِنْ قَوْمٍ
از جماعتى كه عهد با تو بستهاند
خِيانَةً
خيانت و نقض عهد را بسبب علامات و اماراتى كه از آن نقض عهد ظاهر شود
فَانْبِذْ
پس بيند از عهد ايشان را
إِلَيْهِمْ
بسوى ايشان
عَلى سَواءٍ
حالكونى كه ثابت باشى بر راه راست به اين قسم كه ظاهر و مكشوف گردان بر ايشان كه در ميان ما و شما عهد و پيمانى نيست نه آنكه پيش از اخبار ايشان بنقض عهد با ايشان آغاز حرب كنى و ايشان را اعتقاد آن باشد كه در عهد تواند زيرا كه اين از جملهء خيانت است
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ
بدرستى كه خداى تعالى دوست ندارد خيانت كنندگان را و فى تفسير على بن ابراهيم « نزلت آية
وَ إِمَّا تَخافَنَّ
فى معاوية لما خان امير المؤمنين عليه السّلام » بنا برين اين آيه از جمله آياتى است كه تأويلش بعد از تنزيل است و مخاطب آن مرتضى على عليه السّلام است .
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا
گروهى را اعتقاد اينست كه فاعل « لا يحسبن » محذوفست به اين تقدير كه « و لا يحسبن اللَّه » « و الذين كفروا » مفعول أول آنست « و سبقوا » مفعول ثانى آن به اين معنى كه بايد گمان نكند احدى آنانى را كه نگرويدند به خدا و رسول كه ايشان ، سبقت گرفتند بر امر خدا و خدا را عاجز كردند در عذاب نمودن ايشان و بعضى گفتهاند كه : « الذين كفروا » فاعل « لا يحسبن » است و مفعول أول آن « انفسهم » محذوف و مفعول ثانى « سبقوا » يعنى بايد گمان كنند آنانى كه كافر شدند نفسهاى خود را كه پيشى گرفتند بر امر خداى تعالى و عاجز گشته خداى تعالى از عذاب ايشان « تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا »
إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ
بدرستى كه ايشان عاجز نتوانند كرد ما را از عذاب .
وَ أَعِدُّوا لَهُمْ
و آماده سازيد أى مؤمنان براى ناقضين عهد
مَا اسْتَطَعْتُمْ
آنچه استطاعت داشته باشيد و توانيد
مِنْ قُوَّةٍ
از اسبابى كه به آن قوت و توانايى يابيد در حين حرب محمد بن مسعود عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مراد از « من قوة »