و صلاح را و فخر رازى بعد ازين قول گفته كه : « و ذلك يقدح فى قول أصحابنا أنه تعالى اراد الكفر من الكافر »
وَ إِنَّ اللَّهَ
و بدرستى كه خداى تعالى
لَسَمِيعٌ
هر آينه شنواست مر اقوال مؤمن و كافر را
عَلِيمٌ
داناست بضمائر و اسرار انام .
إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ
و ياد كن اى محمد چون بنمود خداى تعالى لشكر كفار را . بنا برين «
إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ
» متعلق به « اذكر » مقدر است ، و ميتواند كه مثل «
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيا
» بدل « يوم الفرقان » باشد يعنى يوم الفرقان وقتى است كه نمود خداى تعالى لشكر قريش را
فِي مَنامِكَ
در خواب تو
قَلِيلًا
اندكى تا خبر كنى تو اصحاب خود را و بدينجهت ايشان در جنگ با كفار دليرى كردند . على بن ابراهيم گويد كه : اين مخاطبه اگر چه بحسب ظاهر با رسول اللَّه است اما بحسب معنى خطاب باصحاب آن حضرت است ، يعنى ياد كنيد اى اصحاب رسول كه چون بنمود خداى تعالى لشكر قريش را در خواب بشما اندكى . درين مقام سؤالى كردهاند برينوجه كه : نمودن كثير را بر قليل از جملهء اغلاط است و بايد كه حق تعالى ازين عمل مقدس باشد ، و جواب گفتهاند كه : گويا حق تعالى بعضى از لشكر كفار را در خواب به حضرت يا باصحاب حضرت نموده پس ايشان حكم كرده باشند كه لشكر كفار همه همين قدرند تا بشارت باشد مر پيغمبر و مؤمنين را بر تسلط و ظفر ايشان بر كفار .
وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً
و اگر مينمود خداى تعالى ايشان را در نظر شما بسيار يعنى اگر همهء لشكر قريش را بشما مينمود
لَفَشِلْتُمْ
هر آينه بد دل ميشديد
وَ لَتَنازَعْتُمْ
و هر آينه نزاع ميكرديد
فِي الْأَمْرِ
در كار قتال كه آيا حرب كنيم يا بگريزيم يعنى اصحاب تو بد دل ميشدند و اختلاف ميكردند در امر جنگ
وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ
و ليكن خداى تعالى سالم گردانيد مؤمنين را از مخالفت و بد دلى بلطف و احسان خود
إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
بدرستى كه خداى تعالى داناست بدانچه در سينههاى مؤمنين است يعنى خداى تعالى ميدانست كه اگر ايشان كثرت اعدا را مىيافتند هر آينه اعراض از قتال