با امام بود بطريق وراثت و حصهء ديگر بالاصاله ، پس براى امام از آن شش حصه سه حصه خواهد بود و سه حصهء ديگر حق ايتام و مساكين و مسافران آل رسول است ، و چون حق تعالى بر امام لازم كرده آنچه بر نبى لازم كرده بود از تربيت أيتام و مؤنت مسلمانان و أداء دين ايشان و فرستادن ايشان به حج و جهاد لهذا مجموعهء سه حصه از شش حصهء خمس به جهت امام مقرر شده كه تا پارهاى از آن را درين بابها صرف نمايد ، بنا برين خمس غنيمتها از آن خدا و رسول و امام و ساداتست ، و باقى بعد از اخراج مئونتها از لشكر اسلام .
در احاديث اهل بيت عليهم السلام آمده كه
« نحن و اللَّه عنى بذى القربى الذين قرنهم اللَّه برسوله خاصة »
يعنى به خدا قسم كه ما را خواسته از « ذى القربى » كه مقارن گردانيده آنها را برسول خدا و ايضا مرويست كه
« خمس اللَّه للامام ، و خمس الرسول للامام ، و خمس ذى القربى لقرابة الرسول ( و المراد به ) الامام و اليتامى يتامى الرسول و المساكين منهم ، و ابناء السبيل منهم ، فلا يخرج الى غيرهم »
يعنى بعد از وفات پيغمبر خدا صلوات اللَّه عليه و آله خمس خدا از مال امام است و خمس رسول خدا نيز از مال امام است و خمس ذى القربى براى خويشان رسول خدا كه مراد از آنها نيز امام است و مراد از يتامى يتيمان آل رسول است و از مساكين و أبناء السبيل مساكين ايشان و ابناء سبيل ايشان ، پس بيرون نميرود از ايشان بسوى غير ايشان .
پوشيده نماند كه تصدير آيه بصيغهء « اعلموا » و كلمهء « أن » و تكرار آن دالند بر كمال تأكيد و مبالغه در قضيهء خمس و قول حق تعالى كه فرموده : «
إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ
» دالست بر تعليق معرفت خمس بايمان ، و آنكه معرفت خمس از لوازم و توابع ايمانست اگر چه مخصوص نيست بأهل ايمان و اين غايت مبالغه و نهايت اهتمام است در باب خمس و تصريح به « لام » در سه مصرف اول و ترك تصريح به آن در بواقى تنبيه است بر علو شأن و امتياز ايشان از ديگران و مع هذا مخالفان كمال تساهل و تهاون