و مردمان را طعام ميدهيم تا مرتبه و شجاعت خود را بمردم بنمائيم وصيت و شوكت و كرم ما در قبايل عرب منتشر گردد ليكن ابو جهل و احزاب او بدل خمر كاس مرگ نوشيدند و عوض زنان مغنيه زنان نوحهگر بر ايشان نوحه كردند لهذا حق تعالى از صفت تكبر و خودنمايى مؤمنين را منع كرده فرمود كه : از منزلهاى خود بيرون مرويد مانند كفار قريش كه بيرون ميآيند حالكونى كه تكبر و خودنمايى ميكنند
وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
و حالكونى كه بازميدارند از راه خداى تعالى كه آن دين حق است و چون «
بَطَراً وَ رِئاءَ
» اسمند و مصدر « و يصدون » فعل مضارع است و عطف فعل بر اسم كه از يك جنس نيستند جايز نيست لهذا علماء تفسير «
بَطَراً وَ رِئاءَ
» را حال بمعنى فعل مضارع گرفتهاند كه آن « يبطرون و يراءون » باشد تا عطف « و يصدون » بر آنها عطف جنس بر جنس باشد چنانچه در ترجمه تصريح بر اينمعنى شد اما درين مقام به جهت تغيير اسلوب در كلام نكتهاى در كار است و محتمل است كه نكته آن باشد كه اهل عربيت تصريح كردهاند كه اسم دلالت بر ثبات و دوام دارد و فعل دلالت بر حدوث و تجدد .
و پوشيده نيست كه تكبر و تجبر قريش جبلى ايشانست و دائم با ايشان بوده و هست و اما صد از دين خدا امريست جديد كه بعد از ظهور كوكبهء دين محمدى اينمعنى از كفار قريش سر زده ، پس حق تعالى تعبير تكبر و تفاخر ايشان باسم كرده تا اشارت بر ثبات و دوام آن باشد و تعبير منع ايشان مردم را از دين حق بفعل كرده تا دلالت كند بر اينكه اينمعنى عارض ايشان شده مجدد است اللَّه اعلم بحقايق كلامه .
مخفى نماند كه بنا برين توجيه تأويل در «
بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ
» واقع شده كه تا « بطرا » بمعنى يبطرون و « رئاء » بمعنى يراءون باشد كه تا عطف « يصدون » بر آنها صحيح شود و بعضى تاويل در « يصدون » كردند و آن را بمعنى صدود گرفتهاند كه آن نيز مانند « بطرا و ياء » مصدر باشد تا مصدر بر مصدر معطوف گردد و درين صورت ميتواند كه همه اين جمل مفعول له « خرجوا » باشد ، اى « و لا تكونوا كالذين خرجوا من ديارهم للبطر و