شدند حق سبحانه و تعالى متعرض جواب آن نشده در رد ثانى كه آن طلب عذابست ميفرمايد كه :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ
و نبود و نيست كه خداى تعالى عذاب كند ايشان را به عذاب استيصال چنانچه بر امم ماضيه كرده ، اگر چه ايشان طلب تعجيل آن كنند
وَ أَنْتَ فِيهِمْ
و حال آنكه تو كه رحمة للعالمينى در ميان ايشان باشى
وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ
و نيست خداى تعالى عذاب كنندهء ايشان
وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
و حال آنكه در ميان ايشان جمعى از مؤمنين باشند كه استغفار كنند على بن ابراهيم گويد كه : چون ابو جهل در مقابل كلام خير الانام از روى حسد طلب عذاب كرد و بعد از آن گفت : « غفرانك اللهم » لهذا حق تعالى فرمود كه : تعجيل در عذاب نميكند خداى تعالى جمعى را كه كلمهء استغفار بر زبان ايشان آيد از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه امان در زمين يكى پيغمبر بود كه رفت و ديگرى استغفار است كه باقى است و شبهه نيست كه استغفار مانع ذنب است و وسيلهء غفران الهى و چون قريش قصد قتل پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كردند و از اينجهت حكم بهجرت آن حضرت صادر شد و بشأمت افعال ايشان آن حضرت از ميان ايشان بيرون رفت حق تعالى درين حال فرمود كه :
وَ ما لَهُمْ
و چيست مر ايشان را و چه چيز منع نمايد از ايشان
أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ
اينكه عذاب نكند آنها را خداى تعالى . عذاب قتل و أسر
وَ هُمْ يَصُدُّونَ
و حال آنكه ايشان باز ميدارند پيغمبر و أهل ايمان را
عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
به اين معنى كه ملجأ ميسازند پيغمبر و اصحاب را كه از مكه بيرون روند و در ميان ايشان نباشند تا آنكه عذاب بر ايشان نازل گردد ، و نيز در عام الحديبيه مانع دخول ايشان بمكهء معظمه شدند و مستوجب عذاب گرديدند . و چون كفار قريش ميگفتند كه : ما صاحب اختيار حرميم هر كرا خواهيم منع از دخول حرم ميكنيم حق تعالى در رد ايشان فرمود كه :
وَ ما كانُوا
و نيستند اين مشركان
أَوْلِياءَهُ
متوليان مكه و مسجد الحرام اگر چه سعى در تعمير