وَ إِذْ قالُوا
و ياد كن اى محمد چون گفتند يعنى چون گفت نعمان بن حارث .
اگر چه لفظ ايهء عام است أما مراد خاص است :
اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا
بار خدايا اگر باشد آنچه كه پيغمبر تو در روز غدير خم گفت كه :
« من كنت مولاه فعلى مولاه »
هُوَ الْحَقَّ
راست و نازل
مِنْ عِنْدِكَ
از نزد تو « الحق » منصوبست تا خبر كان باشد و « هو » ضمير فصل است و محلى از اعراب ندارد
فَأَمْطِرْ عَلَيْنا
پس بباران بر ما
حِجارَةً مِنَ السَّماءِ
سنگ از آسمان چنانچه بر اصحاب فيل بارانيدى
أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
يا بيار براى ما عذابى دردناك كه مراد از آن عذاب استيصال است . بعد ازين به حكم حق تعالى سنگى بر سر او خورد و بجهنم و اصل گرديد پس آيهء
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
كه در سورهء مبارك معارج مذكور است نازل گرديد على بن ابراهيم در سبب نزول اين آيهء كريمه چنين آورده كه چون پيغمبر آخر الزمان عليه و آله صلوات اللَّه الملك الرحمن مبعوث شد بقريش گفت كه : حق سبحانه و تعالى به جهت آن مرا مبعوث گردانيده كه تا جميع ملوك دنيا را بكشم و ملك و دولت را بسوى شما بكشم پس اگر اطاعت من بكنيد پيشواى عرب و عجم خواهيد بود و مكان شما در آخرت بهشت مقرر خواهد شد ، ابو جهل چون اينكلام سعادت انجام را شنيد از غايت حسد گفت : « اللهم ان كان هذا الذى يقول محمد هو الحق من عندك فامطر علينا » الاية .
پوشيده نماند كه كفار قريش درين مقام به دو كلام منكر متكلم شدند يكى در باب قرآن كه ما نيز مانند آن ميتوانيم آورد و ديگرى دربارهء خلافت مرتضى على عليه السّلام چنانچه صاحب مجمع البيان روايت كرده يا در حق بعثت بهترين انام صلى اللَّه عليه و آله البررة الكرام چنانچه على بن ابراهيم آورده و گفتند كه : اگر آن حق باشد حق تعالى ما را عجالة به عذاب اليم گرفتار گرداند ، و چون كلام اول ايشان بمحض عناد ناشى شده ظاهر الفساد بود زيرا كه اگر ايشان را قدرت برايتان مثل قرآن ميبود بايستى كه در وقت تحدى بأقصر سوره مانند آن بيارند و چون نتوانستند و مع هذا متنطق به اين كلام