تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
روى زمين
عِنْدَ اللَّهِ
نزديك خداى تعالى
الصُّمُّ
كرانند از شنوايى حق
الْبُكْمُ
گنگانند از گفتن حق
الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ
آن صم و بكمى كه در نمييابند حق را . پوشيده نماند كه در اين كلام ربانى البته تشبيهى واقع شده اما خلاف در اين است كه آيا تشبيه در لفظ « دواب » واقع شده يا در لفظ «
صُمٌّ وَ بُكْمٌ
» بعضى گفته‌اند كه : چون لفظ « دواب » جمع دابه است و دابه در عرف عرب مختص به بهائم است پس حق تعالى تشبيه كرده مشركان معاند را كه از شنيدن و گفتن و تعقل نمودن حق بىبهره‌اند و نفعى از آن نميبرند بحيواناتى كه نه گوش شنوا دارند و نه زبان گويا و نه عقل مصفا . و بعضى ديگر گفته كه : مراد از دابه « ما يدب فى الارض » است يعنى آن چيزى كه حركت مىكند در روى زمين و اينمعنى بر مشركان حقيقة صادق ميآيد ليكن حق سبحانه و تعالى تشبيه كرده اين مشركان صاحب گوش زبان و عقل را كه منكر حق‌اند به كسانى كه فاقد حواس و عقل باشند بواسطهء عزل نمودن ايشان حس و عقل را از دريافت حق . در مجمع البيان از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه اين آيهء كريمه در شأن قبيلهء بنى عبد الدار كه در ميان ايشان جز دو كس بشرف اسلام در نيامدند نازل شده و يكى از آن دو كس مصعب بن عمير بود و ديگرى حليف او سويط نام شخصى .
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً
و اگر دانستى خداى تعالى در ايشان نيكويى را كه آن انتفاع بآيات قرآنى و قبول كردن هدايت است
لَأَسْمَعَهُمْ
هر آينه شنوانيدى ايشان را شنوانيدنى كه ايشان بفهمند و دربارهء ايشان لطف نمودى
وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ
و اگر شنوانيدى ايشان را با وجود علم الهى بعدم خيريت در ايشان
لَتَوَلَّوْا
هر آينه برگشتندى از آن و مرتد ميشدند بعد از تصديق و قبول بواسطهء اصرارى كه در كفر و عناد دارند
وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
در حالى كه ايشان اعراض كنندگان باشند از قبول حق پس چون لطف الهى نفعى بايشان نميرساند لهذا تخليهء ايشان كرده ، ايشان را بخذلان خودشان واگذاشت .