آورده كه حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام فرموده كه هر گاه وسوسهء شيطان به كسى برسد پناه به خدا برد و بگويد :
« آمنت باللّه و رسوله مخلصا له الدين » .
وَ إِخْوانُهُمْ
و برادران شياطين يعنى جمعى از كفار كه تقوى و پرهيزكارى ندارند
يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ
ميكشند شياطين ايشان را در گمراهى يا برادران كفار كه شياطيناند ميكشند اين كفار را در گمراهى به آراستن معاصى در نظر آنها
ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ
پس باز نميايستند از اضلال ايشان و دست از اغواى ايشان باز نميدارند .
گويند كه : چون حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله آيتى از آيات قرآنى را را بر مردم ميخواندند كفار تكذيب او ميكردند ، و چون تاخيرى واقع ميشد ميگفتند كه : همهء آنچه تو مىگويى وحى نيست ، چرا از پيش خود آيتى براى ما نميآرى چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه :
وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ
و چون نيارى تو بكافران آيتى از آيات قرآنى
قالُوا
گويند :
لَوْ لا اجْتَبَيْتَها
چرا پيش خود اختراع آيتى نكردى و بر ما نخواندى ؟ و بعضى در تفسير اين آيه چنين گفتهاند كه : اهل مكه از روى تعنت اقتراح آيتى از آيات قرآنى ميكردند تا آنكه آن حضرت از آن عاجز شود و چون در نزول آن آيات تأخير واقع ميشد بطريق سخريه و استهزاء ميگفتند : چرا خود انشاء آن نميكنى چنانچه آيتهاى ديگر را خود انشاء كردهاى
قُلْ
بگو اى محمد مر اين متعنتين مقترحين را :
إِنَّما أَتَّبِعُ
جزين نيست كه من پيروى ميكنم
ما يُوحى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي
آن چيزى را كه وحى كرده مىشود بسوى من از جانب پروردگار من ، و من اختراع و انشاء آن از پيش خود نميتوانم كرد
هذا
اين قرآن
بَصائِرُ
بينايى است مر دلها را كه بدان حق را در مييابند
مِنْ رَبِّكُمْ
از جانب پروردگار شما
وَ هُدىً
و راه حق نماينده است
وَ رَحْمَةٌ
و سبب رحمت است
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
براى گروهى كه ميگروند به خدا و رسول او ، ايشانند كه از آن منتفع ميشوند نه غير ايشان .
و چون حق تعالى در حق قرآن فرمود كه : «
هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ
» پس بواسطهء