گناه را شعار خود گردان زيرا كه اين اقربست بهدايت كفار و ميل قلوب بجانب ايمان و آنچه محمد بن مسعود عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده اينست كه
« خذ منهم ما ظهر و ما تيسر و العفو الوسط »
يعنى فراگير از مردم آنچه از ايشان ظاهر شود از افعال و اخلاق و آنچه بايشان آسان باشد ، و مطلب از ايشان امرى را كه شاق باشد بر ايشان و مراد از عفو ميانه روى است و بنا برين عفو در مقابل جهد بمعنى كار دشوار است و از حديث عيون اخبار الرضا عليه التحية و الثنا نيز معلوم مىشود كه مراد از عفو مدارات با خلق است و در مجمع البيان آورده كه مرويست كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله از جبرئيل معنى
« خُذِ الْعَفْوَ »
را پرسيد جبرئيل گفت نميدانم تا آنكه از علام الغيوب معلوم كنم پس برفت و تحقيق كرده باز آمد و گفت : اى محمد حقتعالى امر مىكند ترا كه عفو كن از كسى كه بر تو ستم كرده باشد و عطا كن كسى را كه ترا از عطيهء خود محروم كرده باشد و بپيوند به كسى كه از تو بريده باشد
وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ
و امر كن مردم را بافعال نيكو و اخلاق پسنديده در نزد عقل و شرع
وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
و رو بگردان بعد از اقامت حجت از نادانان و سفيهان صاحب مجمع البيان گفته كه :
اين آيه منسوخ بآيهء قتال نيست زيرا كه اين آيه عام است و آيهء دالهء بر وجوب قتل كفار مخصص اين آيه است نه ناسخ اين و در جوامع الجامع از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« امر اللَّه نبيه بمكارم الاخلاق و ليس فى القرآن آيهء أجمع لمكارم الاخلاق منها »
يعنى امر كرده حق تعالى به اين آيه پيغمبر خود را بمكارم اخلاق ، و نيست در قرآن آيهاى كه جامعتر باشد مر مكارم اخلاق را ازين آيه و كلام بعضى فقها كه اين آيهء كريمه را از جملهء آيات احكام گرفتهاند و گفتهاند كه : « دلالت دارد بر اينكه مكروهست طلب مرابحه در سودا كردن با مؤمنان مگر در حالت ضرورت و بر اينكه مكروهست معامله كردن با مردم سفله و دنى كه تفاوت نكند ايشان را هر چه نسبت بايشان گويند . چنانچه در كتب فقهيه مقرر است » مبنى بر آنست كه متبادر از امر بعرف بمعنى معروف ، امر