تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
يك بار بوسوسهء آن لعين رسيد بما آنچه رسيد و الحال نيز ميخواهد كه ترا به اين نوع سخنان مغرور گرداند بالآخره هر دو بطريق اضطرار بخاطر گذرانيدند كه آن فرزند را بعد از استواء خلقت عبد الحارث نام نهند پس از آنكه آن فرزند به صورت ايشان متولد گرديد در روز هفتم او را عبد الحارث نام گذاشتند و لهذا حق تعالى فرموده : «
جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما
» يعنى گردانيدند آدم و حوا براى خداى تعالى شريكان در آن فرزندى كه بايشان عطا كرده بود به اين معنى كه ابليس را در نام گذاشتن فرزند خود شريك خداى تعالى گردانيدند و بجاى عبد اللَّه عبد الحارث گفتند . و على بن ابراهيم بعد از ايراد اينحديث و همچنين محمد بن مسعود عياشى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده‌اند كه ضمير تثنيه در « جعلا » راجع بآدم و حواست ليكن مراد از شرك در طاعت است نه شرك در عبادت ، به اين معنى كه آدم و حوا درين تسميه اطاعت شيطان كردند و اطاعت شيطان را در امر تسميه شريك اطاعت خداى تعالى گردانيدند نه آنكه شيطان را در عبادت شريك حق تعالى ساخته باشند ، چنانچه صاحب مجمع البيان گويد كه : ابو القاسم بلخى صاحب تفسير از بعضى علما حكايت كرده كه ايشان گفته‌اند كه : « لو صحّ الخبر لم يكن فى ذلك الا اشراكا فى التسمية فليس ذلك بكفر و لا معصية » و حق كلام اينست كه اين اشراك نيز لايق به حال انبيا نيست . و چون مضمون حديث سابق معتقد جمعى از عامه بوده اين حديث بطريق تقيّه از اهل عصمت صادر شده و جمعى از فحول فضلاء اهل سنت مانند فخر الدين رازى و قاضى ناصر الدين بيضاوى راضى بمضمون آن حديث كه منافات با رتبهء نبوت و عصمت داده نشده‌اند و بيضاوى بعد از نقل مضمون حديث على بن ابراهيم با تفاوت سهلى گفته كه : « و امثال ذلك لا يليق بالانبياء » و سيد مرتضى رضى اللَّه عنه در كتاب تنزيه الانبياء اصلا متعرض آن نشده كه درين باب حديثى از اهل بيت سلام اللَّه عليهم روايت كرده‌اند و مؤيد اينكه حديث على بن ابراهيم از روى تقيه ناشى شده اينست كه مأمون عباسى