على بن ابراهيم در تفسير اين آيات يعنى آيهء «
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
» تا قول خداى تعالى كه فرموده «
فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
» حديث طولانى كالصحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده و ترجمهء مجمل آن اينست كه چون حوا حامله شد ابليس كه نام او در ميان ملائكه حارث است نزد حوا آمده به او گفت كه : اگر نام اين فرزندى كه از تو تولد خواهد شد عبد الحارث گذارى او خواهد ماند و اگر اين چنين نكنى بعد از شش روز فوت خواهد شد ، و حوا اين ماجرا را بعرض آدم عليه السلام رسانيد آدم فرمود : اين وسوسهء ابليس خبيث است حرف او را قبول نبايد كرد من اميدوارم كه فرزند ما بدون اين تسميه بماند و خلاف گفتهء ابليس بظهور آيد ليكن از گفتگوى ابليس ، آدم و حوا هر دو دغدغهناك گرديدند ، و بعد از اين حوا پسرى زائيد و آن پسر بعد از شش روز فوت شد حوا بآدم گفت كه : آنچه حارث گفته بود بحيز ظهور آمد و بعد ازين مقدمه باندك زمانى حوا به فرزند ديگر حامله گرديد ابليس پر تلبيس بازنزد حوا آمده گفت اگر بگفتهء من عمل ميكرد فرزند تو مدتى باقى ميماند و آنچه الحال در شكم تست صورت آن مانند صورت بچهء يكى از حيواناتست كه آن شتر و گاو و بز و گوسفندند پس در دل حوا امرى كه دلالت بر صدق قول ابليس خبيث كند در آمد و اين گفتگو را نيز بعرض آدم عليه السلام رسانيد و آنچه در دل حوا در آمده بود در دل آدم عليه السلام نيز درآمد بنا بر اين حق تعالى فرمود كه : «
فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
» يعنى چون وضع حمل حوا نزديك شد آدم و حوا خواندند پروردگار خود را كه اگر اين فرزند ما به صورت ما متولد شود نه به صورت بچهء شتر يا گاو يا گوسفند يا بز هر آينه ما از شكرگزاران اين نعمت عظمى خواهيم بود ، پس ابليس نزد حوا آمده به او گفت كه :
اگر ميخواهى كه اين فرزند تو به صورت شما متولد شود و باقى بماند او را عبد الحارث نام گذار و اگر آدم قبول اينمعنى نكند به او بگو كه : اگر تو قبول اين سخن نكنى ديگر ميانهء ما و تو الفت نخواهد بود ، و چون حوا درين گفتگو بجد شد آدم عليه السّلام فرمود كه :