تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
وَ اتْلُ
و بخوان اى محمد
عَلَيْهِمْ
بر بنى اسرائيل زمان خود
نَبَأَ الَّذِي
خبر آن كس را يعنى خبر بلعم بن باعورا را كه
آتَيْناهُ
داديم ما او را
آياتِنا
اى علم آياتنا ، يعنى دانش آيتهاى ما را كه از آن جمله اسم اعظم است و بدين سبب مستجاب الدعوه گرديد
فَانْسَلَخَ مِنْها
پس او چون بگفتهء فرعون ميخواست كه موسى و بنى اسرائيل را دعاء بد كند لهذا او بيرون آمد از اين آيات به اين معنى كه حق تعالى اسم اعظم را از زبان او برآورد
فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ
پس ملحق شد به او شيطان تا او را در گمراهى و ضلالت ثابت قدم دارد
فَكانَ
اى فصار ، يعنى پس گرديد آن دانندهء آيات
مِنَ الْغاوِينَ
از گمراهان .
وَ لَوْ شِئْنا
و اگر ميخواستيم ما
لَرَفَعْناهُ
هر آينه برميداشتيم بدرجات عاليهء ابراز آن دانندهء اسم اعظم را
بِها
بسبب آن آيات مشتمل بر اسم اعظم و بسبب ملازمت آن و ممارست بر آن
وَ لكِنَّهُ
و ليكن او بواسطهء خباثت ذاتى و خساست جبلى
أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ
ميل كرد بسوى دنيا و مستلذات آن ، و اين تنبيه است بر اينكه « حب الدنيا رأس كل خطيئة »
وَ اتَّبَعَ هَواهُ
و پيروى كرد آرزوى خود را در رضاجويى فرعون و اختيار دنيا
فَمَثَلُهُ
پس صفت او در خباثت و خست
كَمَثَلِ الْكَلْبِ
مانند صفت سگى است
إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ
حالكونى كه اگر حمله كنى بر او
يَلْهَثْ
زبان از دهن بيرون ميافكند
أَوْ تَتْرُكْهُ
يا اگر بگذارى او را و حمله نكنى بر او
يَلْهَثْ
همان نوع زبان برآورد ، حق سبحانه و تعالى مثل زده بلعم را كه بدون ضرورتى بلكه به جهت دنائت طبيعت و خست جبلت ميل بأوساخ دنيا كرد بكلب لاهث كه زبونترين اقسام سك است و بدون وجهى