تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
از آزار و تشنگى ، بل بنا بر خصلت خسيسه ، زبان خود را بيرون آورد ؛ و در هيچ حال ترك اين عمل قبيح خود نكند . و بعضى گفته‌اند كه : چون بلعم دعا كرد بر موسى عليه السّلام زبان او بر آمده بر روى سينهء او افتاد ، از اين جهت حق تعالى او را بكلب لاهث تشبيه كرد .
ذلِكَ
اين مثل كه به جهت بيان حال بلعم بن باعورا گفت
مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ
مثل آن گروهيست كه
كَذَّبُوا بِآياتِنا
تكذيب كردند آيتهاى ما را كه قرآنست
فَاقْصُصِ الْقَصَصَ
پس بخوان بر ايشان اين قصهء بلعم را كه مانند قصهء ايشانست و ساير قصه‌هاى مذكور سابق را
لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
تا اينكه ايشان تفكر كنند و حذر نمايند از عقوبت الهى .
ساءَ
بد است
مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ
مثل آن گروهى كه
كَذَّبُوا بِآياتِنا
تكذيب كردند حجتهاى ما را
وَ أَنْفُسَهُمْ
و نفسهاى خود را نه غيرى را درين تكذيب آيات
كانُوا يَظْلِمُونَ
بودند كه ستم ميكردند
« وَ أَنْفُسَهُمْ »
مفعول « يظلمون » است و تقديم مفعول افادهء حصر مىكند و دلالت بر آن مىكند كه و بال ظلم ايشان جز بديشان نرسد .
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ
هر كرا كه راه راست نمايد خداى تعالى بوسيلهء لطف و توفيق
فَهُوَ الْمُهْتَدِي
پس او را راه راست يافته است بايمان صاحب مجمع البيان گفته كه : اثبات كلمهء « يا » درين آيهء مجمع عليه قراء است ، و به غير ازينجا بدون ياست و در تفسير كبير مذكور است كه « يجوز اثبات الياء فى المهتدى على الاصل و يجوز حذفها طلبا للتخفيف »
وَ مَنْ يُضْلِلْ
و هر كرا كه بواسطهء كفر و عناد راه بهشت ننمايد و يا تخليه كند ايشان را و سلب لطف و توفيق از ايشان نمايد
فَأُولئِكَ
پس آن گروه
هُمُ الْخاسِرُونَ
ايشانند زيانكاران . افراد ضمير در
« فَهُوَ الْمُهْتَدِي »
باعتبار لفظ
« مَنْ يَهْدِ اللَّهُ »
و ذكر جمع در «
فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
» باعتبار معنى «
وَ مَنْ يُضْلِلْ
» است و اين اشارت بر اتحاد طريقهء اهل