گواه گردانيد پروردگار تو ايشان را
عَلى أَنْفُسِهِمْ
بر نفسهاى ايشان و گفت :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
آيا نيستم من پروردگار شما ؟
قالُوا بَلى
گفتند : آرى تو پروردگار مايى .
تفسير آيهء مذكوره به اين طرز منطوق أحاديث عامه و خاصه است اما كافهء معتزله چنانچه فخر رازى تصريح كرده و سيد مرتضى از اصحاب فئهء ناجيه انكار بليغ اين تفسير كردهاند و مستند باحاديث عقليه چند شدهاند كه انهدام بنيان اكثرى از آنها از عبارات تفسير ما ظاهر و هويداست . و اين منكرين ، تفسير آيه چنين كردهاند كه ياد كن اى محمد چون اخراج كرد پروردگار تو از اصلاب بنى آدم ذريت ايشان را قرنا بعد قرن و شاهد گردانيد ايشان را بر نفسهاى ايشان به اين معنى كه نصب دلايل ربوبيت خود براى ايشان كرد و ايشان ربوبيت رب العالمين را به عين اليقين دانستند بحيثيتى كه گويا گفت بايشان :
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
ايشان گفتند : « بلى » پس حق تعالى يقين ايشان را بربوبيت رب العالمين را بمنزلهء اشهاد قرار داده بطريق تمثيل فرمود : «
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ
» و اين تفسير منافى مناطيق احاديث است چنانچه كتاب توحيد از زرارة بن اعين روايت كرده كه او گفت كه : من از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام تفسير قول خداى تعالى كه فرموده : «
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
» پرسيدم حضرت فرمود :
« أخرج من ظهر آدم ذريته الى يوم - القيامة فخرجوا كالذر فعّرفهم و أراهم صنعه و لو لا ذلك لم يعرف احد ربه »
يعنى حق تعالى اراده كرده ازين قول كه : اخذ كرده پروردگار تو از اصلاب بنى آدم ذريت ايشان را اينمعنى را كه بيرون آورد از صلب آدم ذريت آدم را كه قدم بصحراء وجود ميگذارند تا روز قيامت پس ايشان بيرون آمدند مانند مورچگان ، پس شناسا گردانيد ايشان را و نمود بايشان صنايع و بدايع وحدانيت و ربوبيت خود را تا آنكه ايشان اقرار بربوبيت او كردند ، و همانا اگر اين اخذ و ميثاق نميبود هيچ فردى از افراد بنى آدم پروردگار