بصيد ماهى مشغول شدند ، و گروهى از صلحاى بنى اسرائيل نهى ايشان ميكردند و از مخالفت امر الهى و عقوبت او آنها را ميترسانيدند ، و جمعى امر خدا را قبول كردند أما نهى فرقهء صيادين نمىكردند و ناهين را ملامت ميكردند كه چرا شما نهى آنها ميكنيد چنانچه حق تعالى پيغمبر خود را از آن خبر ميدهد كه :
وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ
معطوفست بر
« إِذْ يَعْدُونَ »
يعنى و چون گفتند گروهى از بنى اسرائيل يعنى فرقهء ثالثه مر فرقهء ثانيه را كه :
لِمَ تَعِظُونَ
چرا پند ميدهيد و نهى ميكنيد
قَوْماً
جمعى را كه
اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ
خداى هلاك كنندهء ايشانست در دنيا
أَوْ مُعَذِّبُهُمْ
يا عذاب كنندهء ايشانست در آخرت
عَذاباً شَدِيداً
عذابى سخت بواسطهء فرو رفتن ايشان در عصيان
قالُوا مَعْذِرَةً
گفتند فرقهء ناهين در جواب ناهين كه اين نهى و پندى كه ما ميدهيم عذر مىگوييم به آن عذر گفتنى ، بنا برين « معذرة » منصوبست تا مفعول مطلق فعل محذوف باشد ، اى « اعتذرنا به معذرة الى ربكم بسوى پروردگار شما كه اگر بما بگويد كه : شما در ميان ايشان بوديد چرا ايشان را نهى نميكرديد و از عذاب من نميترسانيديد ؟ درين صورت ما معذور ميباشيم
وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
و تا باشد كه ايشان نيز بترسند از خداى و ترك اين عمل كنند .
فَلَمَّا نَسُوا
پس آن هنگام ترك كردند فرقهء صيد كنندگان
ما ذُكِّرُوا بِهِ
آنچه را كه پند داده ميشوند به آن كه آن گذاشتن صيد ماهى است در روز شنبه و اصلا قبول موعظه و نهى نكردند
أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ
نجات داديم ما آنان را كه نهى ميكردند صيادان ماهى را
عَنِ السُّوءِ
از بدى و نافرمانى
وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا
و گرفتيم آنان را كه ستم كردند بر خود بصيد ماهى
بِعَذابٍ بَئِيسٍ
بعذابى سخت « بئيس » فعيل مشتق از بؤس بمعنى شدتست
بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
بسبب آنچه بودند كه بيرون ميرفتند از أمر خداى تعالى و صاحب مجمع البيان و جمعى از مفسرين كلمهء ما را در «
بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
» مصدرى گرفتهاند كه تا مدخول خود را بمصدريت فروز آرد به اين تقدير كه