ابر را تا متأذى از گرمى آفتاب نشوند
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
و نازل گردانيديم بر ايشان ترنجبين و مرغ برشته را و امر كرديم بر ايشان كه
كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
بخوريد از پاكيزههاى آن چيزى كه روزى داديم شما را و شكر الهى بجا بياوريد و ذخيره مگذاريد و ايشان شكر خدا بجا نياوردند و ذخيره گذاشتند و آن را فاسد كردند .
وَ ما ظَلَمُونا
و ستم نكردند بر ما در شكر نكردن و ذخيره گذاشتن
وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
و ليكن بودند ايشان كه از نافرمانى بر نفسهاى خود ستم ميكردند .
وَ إِذْ قِيلَ لَهُمُ
و ياد كن اى محمد چون گفته شد مر بنى اسرائيل را بعد از بر آمدن از صحراء تيه و محاربه نمودن با جباران و ظفر يافتن بر ايشان
اسْكُنُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ
ساكن شويد درين ديه كه اريحا نام دارد و قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه : « القرية بيت المقدس »
وَ كُلُوا مِنْها
و بخوريد از ميوهها و طعامهاى اين قريه
حَيْثُ شِئْتُمْ
هر چه ميخواهيد و از هر جا كه ميخواهيد
وَ قُولُوا حِطَّةٌ
اى و قولوا حط عنا ذنوبنا ، يعنى و بگوئيد كه محو كن اى پروردگار ما از ما گناهان ما را
وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً
و داخل شويد بدرى از درهاى اين قريه در حالتى كه سجده كنندگان باشيد براى شكر گزارى در خلاصى از بيابان تيه و غير ذلك ، در سورهء مباركهء بقره « 1 » « فكلوا » مصدّر بكلمهء « فا » است تا آنكه كلمهء « فا » افاده كند كه سبب سكونت ايشان اكل از آن قريه است و ايضا در آن سوره «
وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً
» مقدم بر «
وَ قُولُوا حِطَّةٌ
» واقع شده ، و چون و او عاطفه موجب ترتيب نيست پس بحسب معنى تفاوتى ندارد ، و تفسير آن چنانچه موافق روايت است مذكور شد و اينجا نيز مطابق آن روايت تفسير ميتوان كرد
نَغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئاتِكُمْ
تا بيامرزيم براى شما گناهان شما را
سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ
زود باشد كه زياد گردانيم جزاى نيكوكاران را در كتاب خصال در باب مناقب حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از آن حضرت روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله
هامش
( 1 ) آيهء 58 .