شده چنانچه حق تعالى در سورهء مباركهء طه اشارت بر اينمعنى كرده ميفرمايد كه : « 1 » «
قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي
» هارون در جواب گفت كه : اگر من از ميان ايشان بيرون ميرفتم و پيش تو مىآمدم ميترسيدم كه تفرقه در ميان ايشان افتد و تو بگويى كه : چرا در ميان قوم من جدايى افكندى .
قالَ ابْنَ أُمَّ
اى قال ابن امى ! يعنى گفت هارون بموسى : اى پسر مادر من ! و ياء « امىّ » را حذف كردند بواسطهء تخفيف و اكتفاء بكسرهء « ميم » نمودند « 2 » . اگر چه موسى و هارون از يك پدر و مادر تولد يافته بودند چنانچه در روضهء كافى از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه و على بن ابراهيم از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كردهاند أمّا چون ميان دو برادرى كه از يك مادر متولد شده باشند محبت و شفقت بيشتر از دو برادر پدريست پس بواسطهء ترقيق قلب موسى ياد مادر كرد تا آنكه آن حضرت بسر شفقت از غضب فرو نشيند
إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي
بدرستى كه قوم بنى اسرائيل مرا ضعيف و بيچاره ديدند
وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي
و نزديك بود كه بكشند مرا از بسيارى مبالغهء من در منع ايشان . در كتاب كمال الدين و تمام النعمه از سلمان فارسى رضى اللَّه عنه حديث طولانى روايت كرده بعضى از آن اينست كه روزى حضرت رسالت پناه محمدى صلوات اللَّه عليه و آله خطاب به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كرده فرمودند كه : أى برادر من ! تو شمشير من خواهى بود بعد از من و زود باشد كه قريش را ببينى كه با تو در مقام عداوت آيند و در حق تو ستم كنند و خلافت را كه حق تست از تو بگيرند پس اگر در آن وقت ترا أعوان و أنصار بهمرسد بمدد ايشان با قريش مقاتله كن و اگر مددكارى براى تو بهم نرسد صبر كن و دانسته خود را در مهلكه مينداز زيرا كه تو مرا بمنزلهء هارونى مر موسى را و مر تراست كه درين باب اقتدا كنى بهارون كه قوم او او را ضعيف شمرده خواستند كه او را بقتل آرند پس صبر كن كه تو در آن وقت بمنزلهء هارون و تابعين او
هامش
( 1 ) آيهء 92 - 93 .
( 2 ) ولى در مصحف « ميم » مفتوح است .