تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
موسى همه چيز را و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « قال اللَّه تبارك و تعالى لموسى :
وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
علمنا انه لم يكتب لموسى كل شىء » يعنى ما را از ايراد كلمهء « من » تبعيضى دانستيم كه خداى تعالى ننوشته براى موسى همهء چيزها را بنا بر اين «
وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ
بتقدير « و تفصيلا لبعض كل شىء » خواهد بود تا موافق عبارت «
وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
» باشد . حاصل كلام آنكه ازين احاديث معلوم شد كه در الواح موسى تبيان همه چيزها نشده و اين منافى حديث محمد بن مسعود عياشى است كه روايت كرده كه « و فيها اى و فى الالواح موسى تبيان كل شىء كان او هو كائن الى ان تقوم الساعة » چنانچه در ترجمه مذكور شد . و آنچه در رفع منافات بخاطر ناقص كاتب الحروف رسيده اينست كه ميتواند آنچه بحسب ظاهر از عبارات الواح فهميده ميشده همين حقايق بعضى چيزها بوده ، لكن بعلم تأمل انتزاع حقائق و دقايق جميع اشياء از آن ميتوانست نمود ، پس حق تعالى براى موسى موافق علم در الواح تبيان بعضى چيزها كرده و براى امير المؤمنين مطابق علم او بيان جميع چيزها و عبارت
« كَتَبْنا لَهُ »
كه در قرآن واقع شده و عبارت « و لم يبين له » كه ضمير « له » در هر دو موضع راجع بخصوص موسى عليه السلام است « و لم يكتب لموسى » كه در حديث مذكور شده افادهء آن مىكند . و مؤيّد اين توجيه است آنچه در كتب عامّه از ثعلبى نقل كرده‌اند كه او ميگفت كه : ابن عباس « حم عسق » خواندى و گفتى كه : على فتنهايى كه در عالم بظهور آمده و مىايد به اين دو لفظ ميدانست و از آنجا استنباط مينمود :
كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست * كه تر كنى سر انگشت و صفحه بشمارى
بنا بر اين توفيق ميان اين احاديث ظاهر است و اللَّه ولى التوفيق .
فَخُذْها
باضمار « قول » معطوفست بر « كتبنا » يعنى و نوشتيم در الواح هر چيزى