جانب خود رسولى نفرستادى كه تا ما را بر احكام تو مخبر ميساخت .
وَ لِكُلٍّ
و براى هر مكلفى خواه مطيع باشد و خواه عاصى
دَرَجاتٌ
مراتبى است از ثواب و عقاب
مِمَّا عَمِلُوا
از براى عملهايى كه كردهاند
وَ ما رَبُّكَ
و نيست پروردگار تو
بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ
بىخبر از آنچه مردمان ميكنند .
وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ
و پروردگار تو بىنياز است از عباد و از عبادت عباد و با وجود استغناء ، او
ذُو الرَّحْمَةِ
خداوند رحمت است بر ايشان كه بمحض ترحم ايشان را مكلف ساخت و ارسال رسل نمود تا تكميل ايشان كند نه بواسطهء جلب نفع براى خود . و بعد ازين جن و انس را مخاطب ساخته اخبار از قدرت كاملهء خود مينمايد و بيان استغناى خود مىكند و ميفرمايد كه مرا بر شما حاجتى نيست
إِنْ يَشَأْ
اگر خواهد و مصلحت داند
يُذْهِبْكُمْ
هلاك مىكند شما را اى جن و انس
وَ يَسْتَخْلِفْ
و خليفه و جانشين شما ميسازد يعنى ايجاد مىكند
مِنْ بَعْدِكُمْ
از پس شما
ما يَشاءُ
هر كرا كه خواهد
كَما أَنْشَأَكُمْ
هم چنان كه ايجاد كرد شما را
مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ
از ذريت گروهى ديگر كه پدران شما باشند ليكن شما را باقى ميدارد تا باجل موعود از روى لطف و ترحم كه تا جمعى از شما نادم شده بشرف اسلام مشرف شوند و يا فرزندى از شما به اين شرف برسد .
إِنَّ ما تُوعَدُونَ
جزين نيست كه آنچه شما به آن وعده داده ميشويد از قيامت و متعلقات آن
لَآتٍ
هر آينه آينده است بلا شك و شبهه
وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
و نيستيد شما عاجز كنندگان مر خداى را در آوردن بعث و نشوريا نيستيد شما بيرون رونده از ملك خداى تعالى .
قُلْ
بگو اى محمد مر كفار قريش را از روى تهديد :
يا قَوْمِ
اى قوم من بتقدير « يا قومى »
اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ
عمل كنيد و ثابت باشيد بر مرتبه و حالت كفر خود
إِنِّي عامِلٌ
بدرستى كه من نيز عمل كنندهام به آنچه خداى تعالى مرا امر كرده